دانلود آهنگ جدید

بیوگرافی و عکسهای شیوا ابراهیمی بازیگر

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
لطفا یک افزونه تاریخ نصب کنید.

بیوگرافی و عکسهای شیوا ابراهیمی بازیگر

دسته بندی : مجله آنلاین تاریخ : پنجشنبه 10 می 2018

بیوگرافی و عکسهای شیوا ابراهیمی بازیگر

بیوگرافی شیوا ابراهیمی

شیوا ابراهیمی متولد ۲۹ بهمن ۱۳۵۵ در تهران، بازیگر است. فارغ التحصیل لیسانس رشته تئاتر است، در سال ۱۳۷۳ پس از ورود به دانشکده تئاتر فعالیت خود را با بازی در تئاترهای دانشجویی آغاز کرد و اولین کار حرفه‌ای خود را در جلوی دوربین را با سریال کهنه سوار در سال ۱۳۷۵ به کارگردانی اکبر خواجویی شروع کرد.

شیوا ابراهیمی

همسر شیوا ابراهیمی

شیوا ابراهیمی ازدواج کرده و صاحب یک دختر بنام نفس خدایاری است.

فیلم‌شناسی شیوا ابراهیمی

گنجشکک اشی‌مشی (۱۳۹۳)
فیلم تلویزیونی سه ماهی (۱۳۹۲)
تله فیلم فرجام (۱۳۸۹)
جایی برای بودن (۱۳۹۰)
گلهای خیابانی (۱۳۸۹)
پیش خواهد آمد (۱۳۸۹)
زیر هشت (۱۳۸۹)
خواب لیلا (۱۳۸۶)
شام آخر (۱۳۸۰)
مسافر(۱۳۷۸)

سریال

دیگری (مرجان اشرفی ۱۳۹۶)
پرده نشین (بهروز شعیبی ۱۳۹۳)
داوران (احمد امینی ۱۳۹۲)
مدینه (سیروس مقدم ۱۳۹۲)
شاید برای شما هم اتفاق بیفتد (۱۳۹۱)
فرات (مازیار میری ۱۳۸۹)
آخرین غزل (نادر برهانی مرند- بیژن صمصامی ۱۳۸۷)
کهنه‌سوار (۱۳۷۶)

شیوا ابراهیمی

مصاحبه با شیوا ابراهیمی

– مانند دو خواهر هستیم

شیوا ابراهیمی : من و نفس بیشتر با هم دوست هستیم و گاهی وقت ها هم مثل دو خواهریم. حرف های مان را راحت به هم می گوییم و با هم تصمیم می گیریم. نفس در خیلی از کارها با من مشورت می کند ولی در نهایت تصمیم با خودش است. فکر می کنم در روزگار فعلی باید با نسل امروز بیش تر رابطه رفاقت آمیز داشت و با فرزندان دوست بود. به این صورت بیش تر می توانیم به دختر یا پسرمان نزدیک شویم. خدا را شکر رابطه من و نفس هم خیلی خوب است و با هم کلی کیف می کنیم.

– تولد نفس مبدا تاریخی است

شیوا ابراهیمی : تولد نفس تغییرات بنیادین در زندگی ام به وجود آورد ( می خندد ). تولد فرزند دید آدم را نسبت به خیلی چیزها عوض می کند. مثلا دید من نسبت به آینده و خیلی چیزهای دیگر تغییر کرد و باعث بلوغم شد. کلا فکر می کنم مادر شدن در هر سنی اتفاق بیفتد بلوغ فکری را به همراه خواهد داشت.

این تغییر آن قدر بزرگ است که من هر وقت می خواهم چیزی تعریف کنم می گویم «قبل از تولد نفس ، بعد از تولد نفس»و تمامی اتفاقات و خاطرات مهم زندگی ام به قبل و بعد از تولد نفس تقسیم می شوند. در واقع کل زندگی ام کاملا به دو بخش مجزای قبل از تولد دخترم وبعد از آن تقسیم می شود.

فکر می کنم تولد دخترم برایم به شکلی یک مبدا تاریخی است ( می خندد ).غیر از این هر زنی با مادر شدن روی خیلی از خواسته هایش پا می گذارد و حتی گاهی محافظه کارتر می شود. مثلا از نظر اقتصادی ؛ چون دیگر تنها نیستیم و فردی را به این دنیا آورده ایم که مسئول زندگی او هستیم و باید برای آینده اش برنامه ریزی کنیم.

– نفس در هند به دنیا آمد

تا قبل از تولد نفس نمی دانستم فرزندم دختر است یا پسر. من و همسرم طرفدار این بودیم که همه چیز خیلی طبیعی طی شود. وقتی نفس به دنیا آمد واقعا سورپرایز شدم چون فکر می کردم فرزند پسر است.

البته من هم پسر و هم دختر دوست داشتم ولی احساس می کردم بچه پسر است و وقتی فهمیدم بچه دختر است شاید یه کمی خوشحال تر شدم ( می خندد ). نفس در هند و شهری به نام پونا به دنیا آمد و من تا قبل از تولد او حتی سونوگرافی نرفتم و کلا همه چیز روند خیلی طبیعی داشت ( می خندد ).

– سفر قندهار و دختری به نام نفس

دو سال قبل از تولد نفس من و پدرش فیلم « سفر قندهار » را هر کدام جداگانه دیده بودیم. در آن فیلم یکی از شخصیت های اصلی قصه که دختری افغان است نفس نام داشت. هر دو آن فیلم را دوست داشتیم و از این اسم هم خوش مان آمده بود و همیشه می گفتیم اگر روزی دختر داشته باشیم نام او را نفس می گذاریم.

– آرزویم شادی نفس است

شیوا ابراهیمی : مطمئنا هر پدر و مادری برای آینده فرزندان شان آرزوهای بزرگی دارند که من هم از این قاعده جدا نیستم ، اما اگر مجموع خواسته هایم برای زندگی نفس را جمع بندی کنم در نهایت به دو خواسته اصلی شادی و رضایت می رسم و دوست دارم همیشه شاد باشد و از زندگی اش راضی.

نفس : من دوست دارم هنر و به خصوص نقاشی را ادامه و در یکی از دانشگاه های خوب فرانسه ادامه تحصیل دهم. البته به خاطر علاقه ام به حیوانات رشته دامپزشکی را هم خیلی دوست دارم و یکی از این دو رشته را انتخاب می کنم.

– تصمیم گیرنده نفس است

شیوا ابراهیمی : نفس تا به حال در چند تله فیلم بازی داشته ؛ یک بار وقتی تنها چهار سال داشت نقش کودکی من را بازی کرد و چند بار هم در فیلم های مختلف نقش دخترم را بازی کرده است.

سال گذشته هم در تئاتر «عرق خورشید ، اشک ماه » به کارگردانی آتیلاپسیانی بازی داشت که این نمایش یک ماه و نیم در سالن اصلی تئاتر شهر روی صحنه بود. اما اینکه در آینده بازیگری را ادامه بدهد یا نه بسته به نظر خودش است.

نفس : بازیگری را به خصوص بازی در تئاتر را خیلی دوست دارم. بازی در تئاتر برایم حس بهتری از بازی در فیلم ها داشت.

شیوا ابراهیمی : در کار تئاتر که داشت من بر خلاف کارهای تصویری کنارش نبودم اما حضور من برای نفس در اولویت نیست و تئاتر را خیلی دوست دارد. به تازگی پیشنهاد مشترکی هم برای کار در تئاتری جدید داشته ایم که در حال مشورت هستیم.

– بعضی وقت ها شغل مامان را دوست ندارم

نفس : گاهی شغل مامانم را دوست ندارم چون وقتی در سریال ها بازی می کند مجبور است من را برای مدتی تنها بگذارد و من خانه مادربزرگ هایم بمانم و دلم برایش خیلی تنگ می شود. البته گاهی هم خیلی شغلش را دوست دارم ، نمی دانم چرا ( می خندد ).

شیوا ابراهیمی : دوری از مادر برای بچه ها سخت است و من متاسفانه به خاطر شغلم گاهی از نفس دور هستم. البته وقتی به هم می رسیم سعی می کنم تلافی کنم و حسابی با هم وقت می گذرانیم.

نفس : بخش خوبش این است که کلی هم سوغاتی برایم می آورد ( می خندد ). من دوست دارم مامان بیش تر تئاتر بازی کند چون خودم تئاتر را خیلی دوست دارم. در نقش های تئاتری اش هم نقش فیروزه را در تئاتر آقای بهزاد فراهانی دوست دارم. البته وقتی تئاتر اجرا شد من خیلی کوچولو بودم و هیچی از تئاتر نفهمیدم ( می خندد ).نقش ملیحه در سریال « زیر هشت » را هم دوست دارم.

– به دوستانم نمی گویم مامانم بازیگر است

نفس : وقتی مامانم را در سریال ها و تلویزیون می بینم حس خوب و خاصی دارد که نمی توانم تعریف کنم. البته من هیچ وقت به دیگران نمی گویم مامانم بازیگر است چون همه با هیجان می پرسند « اوه راست میگی ؟ » و بعدش کلی سوال می پرسند.

– تماشای فوتبال

نفس : با مامانم فوتبال زیاد می بینیم. بازی آخر جام جهانی بین آلمان و آرژانتین ، مامان طرفدار آلمان بود و داشت سکته می کرد و اصلا یک جا بند نمی شد و مدام در خانه راه می رفت ( می خندد ). من هر دو تیم را دوست دارم چون از مسی خوشم می آید ولی فکر کنم بیش تر دوست داشتم آلمان ببرد.

شیوا ابراهیمی : کلا تفریحات مشترک زیاد داریم. با هم زیاد سینما می رویم یا در کنار هم کارتون می بینیم و نقاشی می کنیم. نفس کافی شاپ را دوست دارد و کافی شاپ رفتن هم جزء برنامه های اصلی و مشترک مان است. این اواخر والیبال هم بازی می کنیم.

نفس : چند روز پیش با هم گلدان رنگ کردیم.

– نخستین روز مدرسه نفس

شیوا ابراهیمی : روز اول مدرسه نفس با ذوق و شوق او را به مدرسه بردم و در موقع بازگشت با هیجان از او پرسیدم « خب دخترم مدرسه چطور بود ، دوست داشتی؟ » و نفس با خونسردی جواب داد « آره مامان جون دوست داشتم ولی فکر می کنم کاش همان مهد کودک را ادامه می دادم. »

عکسهای شیوا ابراهیمی

شیوا ابراهیمی

شیوا ابراهیمی

شیوا ابراهیمی

شیوا ابراهیمی

شیوا ابراهیمی

شیوا ابراهیمی

شیوا ابراهیمی

شیوا ابراهیمی

شیوا ابراهیمی

شیوا ابراهیمی

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 495
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


مطالب محبوب
%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A
طراحی سایتسئواجاره ویلا و فروش ویلا شمالسرویس و تعمیر کولر گازیاجاره ویلافروش ویلااجاره ویلافروش ویلاویلا شمالویلا زیباکنار