دانلود آهنگ جدید

بیوگرافی و عکسهای مریم خدارحمی بازیگر

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
لطفا یک افزونه تاریخ نصب کنید.

بیوگرافی و عکسهای مریم خدارحمی بازیگر

دسته بندی : مجله آنلاین تاریخ : یکشنبه 13 می 2018

بیوگرافی و عکسهای مریم خدارحمی بازیگر

بیوگرافی مریم خدارحمی

مریم خدارحمی از بازیگر مشهور و خوب ایران , و متولد شانوزده اردیبهشت سال ۱۳۶۲ در اصفهان می باشد. وی فارغ‌التحصیل رشته فیلمسازی می‌باشد و دورهٔ بازیگری خود را در نزد حمید سمندریان گذرانده‌است و کار خود را با تولیدات صداوسیمای اصفهان آغاز کرد.

مریم خدارحمی

همسر مریم خدارحمی

درباره ازدواج مریم خدارحمی اطلاعاتی در دسترس نیست و در هیچ خبرگزاری یا منابع معتبری صحبتی از ازدواج او نوشته نشده است.

شروع فعالیت مریم خدارحمی

مریم خدارحمی با مجموعه یک وجب خاک معرفی شد ولی قبل از آن در ‏تولیدات سیمای اصفهان مجموعه‌ هایی چون گل‌های شمعدانی، نقش جهان و… بازی کرده است. در کارنامه کاری مریم خدارحمی سریال پای پیاده کار اصغر توسلی، سریال یک وجب خاک ‌علی عبدالعلی‌زاده، آرزوهای شیرین، سریال پاتوق، سریال خانه شش در و… دیده می‌شود. به اعتقاد بسیاری از منتقدان این بازیگر جوان آینده درخشانی دارد.

آثار مریم خدارحمی

فیلم و سریال

روزهای بی‌قراری (کاظم معصومی ۱۳۹۵)
روزهای بهتر (حمیدرضا لوافی ۱۳۹۵)
دوردست‌ها (جواد ارشاد ۱۳۹۴)
گذر از رنج‌ها (فریدون حسن پور۱۳۹۲)
پرانتز باز (کیومرث پور احمد۱۳۹۱)
چمدان (خسرو ملکان۱۳۹۱)
پایتخت (سیروس مقدم۱۳۹۰)
سه پنج دو (حسین سهیلی زاده۱۳۹۰)
ارمغان تاریکی (جلیل سامان۱۳۸۹)
رهایی (مجموعه تلویزیونی) (حسین تبریزی ۱۳۸۸)
دفترخانه شماره ۱۳ (سیدوحید حسینی ۱۳۸۸)
پاتوق (شاهین باباپور۱۳۸۶)
آرزوهای شیرین (سید وحید حسینی ۱۳۸۶)
یک وجب خاک(علی عبدالعلی زاده۱۳۸۶)
سایه‌ای در تاریکی (ابراهیم جواد خانی ۱۳۸۴)
خانه شش در مجید جوانمرد(۱۳۸۳)
پای پیاده (اصغر توسلی۱۳۸۲)
نقش جهان (فریدون خسروی ۱۳۸۱)
گل‌های شمعدانی (احمد بهمن ۱۳۸۰)

فیلم تلویزیونی

شکلات تلخ (روح‌الله ظریف ۱۳۹۶)
جاده لغزنده است (روح‌الله فخرو ۱۳۹۶)
پشت چراغ قرمز ۱۳۸۸
ثروت خفته ۱۳۸۷

سینمایی

چشمهایت (حسین طبیب زاده ۱۳۹۷)
دنیای پرامید (منوچهر هادی۱۳۹۱)
مردی که گیلاس‌هایش را خورد (پیمان حقانی)

عکسهای مریم خدارحمی

مریم خدارحمی

مریم خدارحمی

مریم خدارحمی

مریم خدارحمی

مریم خدارحمی

مریم خدارحمی

مریم خدارحمی

مریم خدارحمی

مریم خدارحمی 

مریم خدارحمی 

مریم خدارحمی

مریم خدارحمی زمانی که فوتبال بازی می کرد

مریم خدارحمی با انتشار این عکس در اینستاگرامش نوشت:یادش بخیر وقتی فوتبال بازی می کردم دو سالِ پیش توی تمرین پام پیچ خورد و آسیب دید باید پامو گچ میگرفتن ولی چون سریال “روزهای بیقراری”رو بازی میکردم نشد گچ بگیرن و تک تک پلانا رو با درد و با پای لنگ بازی کردم گرچه تلاش میکردم احساس نشه پام آسیب دیده ولی بعضی جاها مشخص بود دکتر بهم گفت خانوم شما بازیگری نه فوتبالیست تصمیم گرفتم این ورزش خشن ولی جذاب رو ترک کنم.

مریم خدارحمی

مریم خدارحمی

مصاحبه با مریم خدارحمی

حادثه های تلخی که برای مریم خدارحمی رخ داده است

خدا رحمی در این چند سالی که به فعالیت مشغول است با دو اتفاق ناگوار در صحنه های فیلمبرداری مواجه می شود اتفاق اول را خودش اینگونه تعریف می کند : بالا و پایین رفتن از پله امری عادی و تکراری است که اصلا به ذهن کسی خطور نمی کند که از روی پله پرت شوی و یک بازیگر در طول بازی خود بارها از پله بالا و پایین می رود و این بخش جدایی ناپذیری از هر فیلم و سریالی است او ادامه می دهد وقتی در یکی از کارها از پله ها بالا رفتم تعادلم را ناگهان از دست دادم و از پشت چندین پله به سوی پایین پرتاب شدم در آن لحظه فقط صدای جیغی را شنیدم و دیگر چیزی یادم نیامد…. تا اینکه صدای مبهم پرستاری را شنیدم که با خوشحالی فریاد می زد به هوش آمد اون موقع بود که فهمیدم چند روزی بی هوش بودم و دکتر ها اعلام کرده بودند اگر به هوش نیایم دچار مرگ مغزی می شوم
اتفاق دومی که ممکن بود منجر به مرگ مریم خدارحمی بشود در زمان ساخت سریال تا رهایی ساخته حسین تبریزی اتفاق می افتاد به نحوی که میله های ضخیم و قطوری به سقف بسته شده بودند و مریم خدارحمی زیر میله ها و در مقابل دوربین کاشته شده نشسته بود که ناگهان برای مرتب کردن لباس اش از جایش بلند می شود و همان زمان میله ای در فاصله نیم سانتی متری سقوط می کند و خواست خدا بر این بود که بازیگر زن ایرانی با جا به جایی که انجام داد از این حادثه نیز جان سالم برهاند.

در باره اسارت رفتن عمویتان بگویید

مریم خدا رحمی: عمویم ۳ سال بعد آزاد شد. هنوز صحنه‌هایی را که به وطن بازگشت به یاد دارم. چون تمامی اهالی محل‌ جمع شده بودند و شور و هیجان زیادی داشتیم. به خاطر ضایعات ناشی از شکنجه‌های جسمی و روحی که هنوز آثارش به شکل بیماری گوارشی و پوستی به قوت خود در او باقی بود، روز به روز شدیدتر می‌شد و دکترها گفتند باید با این وضعیت بسازد. با این حال باز هم امید داشتیم که او پیش ما بماند چون ۳۶ سال بیشتر نداشت اما افسوس بالاخره سال ۷۸ شهید شد. خیلی ضربه سنگینی به ما وارد شد به طوری که مادر‌بزرگم از غصه مرگ او تاب نیاورد و فوت کرد.

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 494
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


مطالب محبوب
%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A
طراحی سایتسئواجاره ویلا و فروش ویلا شمالسرویس و تعمیر کولر گازیاجاره ویلافروش ویلااجاره ویلافروش ویلاویلا شمالویلا زیباکنار