دانلود آهنگ جدید

مجله آنلاین

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
لطفا یک افزونه تاریخ نصب کنید.

بیوگرافی و عکسهای لاله اسکندری بازیگر

دسته بندی : مجله آنلاین تاریخ : چهار شنبه 9 می 2018

بیوگرافی و عکسهای لاله اسکندری بازیگر

لاله اسکندری زاده سی ام آذر ماه سال ۱۳۵۴ در تربت حیدریه است. او دانش‌آموخته رشته طراحی گرافیک از دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز است. آغاز کار وی در سینما با بازی در فیلم «متولد ماه مهر» به کارگردانی احمدرضا درویش در سال ۱۳۷۸ بود.

او همچنین در زمینه هنرهای تجسمی فعالیتهای بی شماری داشته‌است که شامل چندین نمایشگاه عکس، نقاشی و موزاییک در داخل و خارج از کشور می‌باشد. لازم است ذکر شود ایشان از سال ۱۳۸۷ تاکنون با شهرداری تهران جهت زیباسازی شهری فعالیت خود را ادامه داده‌است.

لاله اسکندری

خانواده لاله اسکندری

او دو خواهر هنرمند به نامهای ستاره اسکندری (بازیگر) و سارا اسکندری (چهره پرداز) و یک برادر هنرمند به نام سیامک اسکندری (عکاس) دارد. لاله همچنین برادرزاده عبدالحسین اسکندری گوینده و مجری رادیو و تلویزیون است.

لاله اسکندری

همسر لاله اسکندری

لاله اسکندری در سال ۱۳۸۶ در یک نمایشگاه صنعت ساختمان در تبریز با همسرش ساسان فیروزی آشنا شد.
لاله اسکندری:من به خاطر کار و تجربه ای که دارم و رشته تحصیلی ام که گرافیک بوده است، علاقه زیادی به این رشته دارم و چون در دکوراسیون و کارهای پتینه و موزاییک و بحث چیدمان خانه و بخش زیبایی شناسی آن سال ها فعالیت می کنم، به دیدن آثار علاقمند هستم و به دیدن نمایشگاه رفتم تا ببینم می توانم در بخش خارج از تهران هم مشارکت داشته باشم.

شرکت ساسان در همان نمایشگاه غرفه داشت و من برای دیدن غرفه و بازدید شرکت آنها رفتم. می خواستم با نوع این فعالیت نیز آشنا شوم و من در کارهای طراحی با شرکت ایشان مشغول کار شدم و یکسری کارهای تبلیغاتی با هم انجام دادیم و اینجا بود که آشنایی ما آغاز شد.

لاله اسکندری

فیلم شناسی لاله اسکندری

سینمایی

شراره ۱۳۷۸ سیامک شایقی
متولد ماه مهر ۱۳۷۸ احمد رضا درویش
این زن حرف نمی‌زند ۱۳۸۱ احمد امینی
شوریده ۱۳۸۱ محمدعلی سجادی
آفتاب بر همه یکسان می‌تابد ۱۳۸۴ عباس رافعی
راننده تاکسی ۱۳۸۵ مهدی صباغ زاده
مخمصه ۱۳۸۵ محمدعلی سجادی
شیرین ۱۳۸۵ عباس کیارستمی
خانواده ارنست ۱۳۸۷ محسن دامادی
مالیخولیا ۱۳۹۴ مرتضی آتش زم زم
گرداب ۱۳۸۳ حسن هدایت
نطفه شوم ۱۳۹۲ کریم آتشی
دریاچه ماهی ۱۳۹۵ مریم دوستی
ماهور ۱۳۹۶ مجید نیامراد

تلویزیون

خاک سرخ ۱۳۷۹ ابراهیم حاتمی کیا
مشق عشق ۱۳۸۲ بهرام بهرامیان
رسم عاشقی ۱۳۸۳ سعید سلطانی
رقص پرواز ۱۳۸۳ احمد مرادپور
در چشم باد ۱۳۸۴–۱۳۸۸ مسعود جعفری جوزانی
سالهای برف و بنفشه ۱۳۸۵ سعید سلطانی
همچون سرو ۱۳۸۹ بیژن بیرنگ
دولت مخفی ۱۳۹۰–۱۳۹۱ عبدالحسن برزیده
اولین انتخاب ۱۳۹۲ مهدی صباغ زاده
بی‌قرار ۱۳۹۲ فلورا سام
بی‌قرار ۲ ۱۳۹۳ فلورا سام
شیوع ۱۳۹۴ محمود معظمی

لاله اسکندری

تله فیلم

مهمان خانه دربند ۱۳۸۱ سعید سلطانی
اوهام ۱۳۸۵ کاظم معصومی
سایه روشن ۱۳۸۵ عباس رافعی
تنهایی ۱۳۸۶ حجت قاسم‌زاده
سرقت ۱۳۸۶ محمدرضا آهنج
آخرین نقش ۱۳۸۶ رضا ضیایی
ناشناس ۱۳۸۶ احمد ظریف رفتار
روزهای بهم ریخته ۱۳۸۶ محمدرضا آهنج
خشاب خالی ۱۳۸۷ مسعود آب پرور
لرزش زندگی ۱۳۸۷ علیرضا بذرافشان
گروگان ۱۳۸۸ رضا درستکار
خراش ۱۳۹۰ محمد حمزه ای
نخل گریان ۱۳۹۰ پناه برخدا رضایی
اولین تکبه گاه ۱۳۹۲ قدرت اله صلح میرزایی
سلمان ۱۳۹۳ کاظم معصومی

جوایز و افتخارات لاله اسکندری

کاندیدای تندیس حافظ برای سریال مشق عشق سال ۱۳۸۵ تهران
کاندیدای بهترین بازیگر نقش اول و مکمل جشنواره جام جم تلویزیون برای فیلم لرزش زندگی (نقش اول) و تنهایی (نقش مکمل) (سال ۱۳۸۸) و دریافت جایزه یک مر فعالیت گرانمایه در عرصه بازیگری از جشنواره جام جم تهران
تندیس جشن حافظ برای نقش اول سریال رقص پرواز (سال ۱۳۸۹) تهران
بازیگر برتر تلویزیون از طرف شبکه ۳ سیما برای سریال سالهای برف و بنفشه (سال ۱۳۸۶) تهران
کاندید بهترین بازیگر نقش اول زن برای فیلم خانواده ارنست جشنواره هنرهای کیش (سال ۱۳۹۰) کیش
تقدیر در اولین جشنواره فیلم ویدئویی یاس (سال ۱۳۹۱) تهران
کاندیدای جشن حافظ بهترین بازیگری نقش اول زن برای سریال اولین انتخاب (سال ۱۳۹۲) تهران

لاله اسکندری

داوری‌ها

کشور هندوستان سال ۱۳۹۰ پوناpiff داور نهمین جشنواره فیلم *
داور جشنواه فیلم فجر به عنوان نماینده اداره میراث فرهنگی کشور (سال ۱۳۹۱) *
داور جشنواه بین‌المللی فیلم فجر کودک (مهرماه سال ۱۳۹۱) *
داور جشنواه فیلم فجراستان کرمان (سال ۱۳۹۱) استان کرمان

سایر فعالیتها

۱- اولین نمایشگاه نقاشی BIENNAL دانشجویی در موزه هنرهای معاصر سال ۱۳۷۶

۲- نمایشگاه گروهی نقاشی گالری شفق سال ۱۳۷۶

۳- اولین نمایشگاه موزاییک (کاشی شکسته) گالری گلستان سال ۱۳۸۰

۴- نمایشگاه موزاییک گالری آرتا سال ۱۳۸۴

۵- نمایشگاه عکس در مجموعه رایزن سال ۱۳۸۷

۶- نمایشگاه عکس در آمریکا شهر لس آنجلس سال ۱۳۸۸

۷- نمایشگاه عکس در کشور سوید سال ۱۳۸۹

۸- نمایشگاه عکس به همراه سیامک اسکندری سال ۱۳۹۰

آغاز فعالیت در بخش زیباسازی شهری شهر تهران از سال ۱۳۸۶ با پروژه‌های نقاشی دیواری و کاشی شکسته که در مجموع ۴۰۰۰ مترمربع با شهرداری تهران همکاری شده‌است.

اشتغال اسکندری به حرفه بازیگری در سینما و تلویزیون، مانع از ادامه فعالیت های وی در دیگر عرصه های هنری چون نقاشی، موزائیک و عکاسی نشده است. در حوزه عکاسی، او تاکنون دو نمایشگاه انفرادی عکس در ایران و سوئد برگزار کرده و در دو نمایشگاه گروهی عکس در آمریکا نیز شرکت داشته است.

مصاحبه ای خواندنی با لاله اسکندری

به نظر شما بزرگترين سرمايه يک هنرمند چيست؟

فکر مي کنم شخصيت و ذات خود اون آدم, به نظر من چه هنرمند و چه غير هنرمند خيلي متفاوت نيست. فقط هنرمند بايد يک مقدار خلاق تر باشد وگرنه شخصيت و ذات براي همه سرمايه بزرگي است.

خالصانه ترين حضور شما در چه عرصه اي بوده است؟

طبعا نقاشي, وقتي آدم کار نقاشي مي کند هيچ چشم داشتي در مقابل آن ندارد. البته در سينما و بازيگري درست است که از ابتدا بحث قرارداد و دستمزد مطرح مي شود اما هنگامي که مشغول بازي هستي بايد از اين دغدغه به دور باشي تا بتواني کار واقعي انجام دهي.

در مقابل چه چيزهايي سرسختي نشان مي دهيد؟

در مقابل باورها و عقايدم

کلا آدم سر سختي هستيد يا انعطاف پذير؟

نه…..زياد انعطاف پذير نيستم در بعضي مسائل چرا مثلا در محيط جمعي کار سعي مي کنم خودم را با شرايط سازگار کنم اما در کل آدم انعطاف پذيري نيستم.

تا حالا احساس ناتواني کرديد؟

بله يادم مي آيد در سريال خاک سرخ در خرمشهر که کار مي کرديم خانه هايي که در فيلم ديديد خراب بود به خاطر کار ما خراب نشده بود بلکه آن فضا کاملا واقعي بود. ديدن آن فضا بيکاري مردم آنجا باور کنيد بچه هايي که با من بازي مي کردند ۷۰ درصدشان تلويزيون نداشتند و مي گفتند ما اين سريال را چطور ببينيم و آدم وقتي کاري نمي تواند بکند تنها احساس ناتواني مي کند.

در نقشهايي که ايفا کرديد کدام يک را به شخصيت خودتان نزديک تر مي دانيد؟

اکثر با من متفاوت بودند اما به هر حال در هر نقشي آدم قسمت هايي از وجود خود را مي يابد که شايد تا ان روز ناشناخته بوده است

کدام يک از نقش هايي که ايفا کرديد در زندگي شما تاثير بيشتري گذاشته است؟

ليلا با اينکه با من خيلي فاصله داشت اما حضور چشم گيري در زندگي من داشت. البته من تمام نقش هايي را که ايفا کردم دوست دارم مثلا کاري که سال گذشته با آقاي سجادي کردم که هنوز اکران نشده در نقش يک دختر روان پريش حضور دارم که برايم تجربه بسيار جديد و جالبي است

تا کنون براي ايفاي يک نقش خودتان را تحسين کرديد

بعضي جاها بله…بوده من در خاک سرخ زماني که پخش مي شد خيلي مواقع با ليلا بغض مي کردم. ديدن کار با مونتاژ و موسيقي لطف آن را دو چندان مي کند.

نقاشي براي شما جذاب تر است يا بازيگري؟

خب, زماني که مي خواهم در خلوت خودم باشم نقاشي و زماني که ترجيح مي دهم در جمع حضور داشته باشم بازيگري هر دوي آنها را دوست دارم.

خانم اسکندري از چه زماني دوست داشتيد بازيگر شويد؟

راستش من حدود ۴ ساله بودم که با خواهرم ستاره که حدود ۵ ساله بود در مقابل دوربين ۸ ميليمتري عمويم که تهيه کننده بودند براي اولين بار بازي کرديم اما آن زمان بازيگري دغدغه من نبود به ورزش و نقاشي بيشتر علاقه داشتم.

ورزش هم مي کرديد؟ چه ورزشي؟

بله من عضو تيم قواي جسماني مدرسه بودم و براي دوي سرعت چند مدال هم گرفته بودم. ۷ سالي هم کار کردم اما متاسفانه ديگر ادامه ندادم.

نقشي هست که دلتان بخواهد آن را ايفا کنيد؟

نه, خيلي اينجوري نگاه نمي کنم. من آدم واقع بيني هستم.

تا حالا تحت تاثير يک فيلم گريه هم کرديد؟

بله خيلي. من زياد تحت تاثير فيلم ها قرار مي گيرم.

خانم اسکندري اگر همين الان به شما خبر بدهند که يک ميليارد تومان پول از بانک برنده شديد چه کار مي کنيد؟

مثل همه آدم ها خوشحال مي شوم بخشي از پول را صرف نيازهاي خودم مي کنم بخشي هم نيازهاي آدم هايي که دوستشان دارم و باقيمانده آن را صرف يک سفر جهانگردي میکنم.

شخصيت کارتوني مورد علاقه شما چه شخصيتي بود؟

سيندرلا, مثل همه دخترهاي آن زمان. اما کارتون هاي زيباي خفته, پسر جنگل , پلنگ صورتي و خانواده دکتر ارنس هم بود. من کارتون خيلي دوست داشتم الان هم اگر فرصت کنم نگاه مي کنم

کارگرداني که به کارش اعتقاد داشته باشيد و بي چون و چرا در فيلم ايشان حاضر به بازي باشيد براي ما نام مي بريد؟

خب, دوستاني هستند که حتي جوان هستند و من حاضر هستم در فيلمشان بازي کنم البته به کارهاي آقاي بيضايي, آقاي مهرجويي, خانم بني اعتماد و …هم علاقمندم اما فيلمنامه اولين معيار من براي پذيرش يک نقش است چرا که يک فيلمنامه خوب به دست هر کارگرداني قابل اجراست و بهترين کارگردان هم نمي تواند از يک فيلمنامه ضعيف شاهکار بسازد.

از کتابخانه پشت سرتان پيداست که زياد اهل مطالعه هستيد؟

بله من مطالعه رمان داستانهاي کوتاه و شعر آن هم از نوع شعر نو را خيلي دوست دارم

محبوبترين اسباب بازي دوران کودکي شما چي بود؟

عروسکي داشتم که متاسفانه يکي از اقوام آن را برد و ديگر هم نياورد من سال پنجم دبستان يک تصادف خيلي سخت داشتم و خانواده برايم يک عروسک پارچه اي با صورت و دست هاي پلاستيکي که صدا هم داشت هديه گرفتم تا سال ۶۹-۷۰ هم آن را داشتم و خيلي هم برايم محبوب بود.

اولين کتابي که خوانديد به خاطر داريد؟

تو کادر قفس و ماهي سياه کوچولو بود که مادرم براي من و ستاره گرفت حدود ۵ ساله بودم که مادرم آن کتاب ها را براي ما خواند.

اسم معلم کلاس اولتان را به ياد داريد؟

بله من دبستان اتفاق مي رفتم کلاس اول خانم اولا آور, کلاس دوم خانم عطايي و کلاس سوم خانم وکيلي معلم هاي من بودند. متاسفانه نام معلم هاي چهارم و پنجم را به خاطر ندارم.

بزرگترين تفريح شما چيست؟

اگر فرصت باشد سفر.

اخرين سفري که رفتيد کجا بود؟

سال گذشته به ارمنستان رفتم که خيلي برايم جالب بود

بيشتر به ديدن کشورها و مناطق تاريخي علاقمند هستيد يا به ديدن مکان هاي مدرن و پيشترفته؟

مکان هاي تاريخي و قديمي براي من خيلي جذاب و ديدني است. متاسفانه هنوز نتوانستم خيلي از شهرهاي ايران منجمله غرب ايران را ببينم که خيلي هم دوست دارم به تمام آن نقاط سفر داشته باشم.

اگر بدانيد يک ساعت ديگر بيشتر زنده نيستيد چه کار مي کنيد؟

قطعا فرصتي براي انجام کار خاصي نيست. فقط با آنهايي که دوستشان دارم خداحافظي مي کنم و فکر مي کنم آماده شدن براي پذيرش اين موضوع دشواريست چرا که بايد از زندگي که به آن عادت داريم جدا شويم و پا به محيطي ناشناخته بگذاريم.

معيار اصلي شما براي ازدواج چيست؟

قطعا مهمترين معيار درک شخص مقابل از حرفه و احساسات من است.

دوست داريد صاحب چند فرزند هم بشويد؟

با اينکه مردم بچه دار شدن را مسئله راحتي مي پندارند ولي به نظر من مسئوليت دشواريست البته در شرايط خاص بايد به اين سوال پاسخ گفت.

ماندگارترين جمله اي که شنيده ايد؟ يا حتي يک بين شعر که در ذهن شما جاودانه شده است؟

شعر ابراهيم در آتش از احمد شاملو که مي گويد: من بودم و شدم/ نه زان گونه که غنچه گلي يا دانه اي که برگي/ راست بدان گونه که عامي مردي شهيدي تا آسمان بر او نماز کند. اين شعر براي من هميشه سرمشق بوده است.

کلا آدم احساساتي هستيد؟

بله خيلي با اينکه هميشه سعي مي کنم با عقلم حرکت کنم ولي ما شرقي ها ذاتا احساساتي هستيم.

اهل فوتبال هم هستيد؟

قبلا که ورزش مي کردم خيلي پيگير فوتبال بودن الان کمتر

قرمز يا آبي؟

شديدا آبي و استقلالي. من جزو گروهي هم بودم که به ورزشگاه رفتيم و بازي ايران و بحرين را ديديم. به همراه خانم نونهالي و خانم ذکريا و خانم حميدي و ….

نزديکترين دوست بازيگر شما چه کسي است؟

شهرزاد جوهري و کمند اميرسليماني البته بيتشر دوستان قديمي من بازيگر نيستند.

پس قديمي ترين دوست شما چه کسي است؟

شبنم حسيني خواهر شهاب حسيني که از ۱۲ الي ۱۳ سالگي با هم دوست هستيم.

خانم اسکندري دوست داشتيد الان چند ساله بوديد؟

دهه بيست کلا خيلي خوبه دوست داشتم به اوايل ده بيست برمي گشتم

شما که اهل قلم و نقاشي هستيد از کدام يک از نقاشان بزرگ دنيا تاثير گرفته ايد؟

باگوگن خيلي ارتباط برقرار مي کنم و شاگال با فضاي فانتزي کارهايش هم برايم خيلي جذاب است و از استاد استادان يعني پيکاسو هم بهره بسياري برده ام

رنگ حاکم بر نقاشي هايتان چه رنگي است؟

همانطور که مي بينيد آبي

خانم اسکندري لباستان هم که آبي است؟

بله لباس آبي نقاشي آبي و تيم هم آبي.

عکسهای لاله اسکندری

لاله اسکندری

لاله اسکندری

لاله اسکندری

لاله اسکندری

لاله اسکندری

لاله اسکندری

لاله اسکندری

لاله اسکندری

لاله اسکندری

لاله اسکندری

بیوگرافی و عکسهای نیما شعبان نژاد بازیگر خندوانه

بیوگرافی نیما شعبان نژاد

نیما شعبان نژاد بازیگر ایرانی متولد ۲۱ اردیبهشت سال ۱۳۶۶ در کلن آلمان می باشد. وی دارای مدرک لیسانس کارگردانی تئاتر است.
نیما شعبان‌نژاد بازیگر تئاتر و تلویزیون اهل ایران است. وی از بازیگران مجموعه خندوانه بوده است و در این مجموعه در شخصیت‌های مختلفی به ایفای نقش می‌پرداخته است. وی در رشتهٔ کارگردانی تئاتر تحصیل کرده‌است و از سال ۱۳۸۳ به شکل حرفه‌ای، کار خود را در زمینه بازیگری تئاتر آغاز کرده‌است. پای او توسط محمد زیکسازی که خود در خندوانه نقش استاد کهنمویی را بازی می‌کند به خندوانه باز شده است.
این کمدین علاوه بر تئاتر در زمینه عکاسی، نقاشی و حتی موسیقی نیز فعالیت هایی دارد.

نیما شعبان نژاد

همسر نیما شعبان نژاد

نمیا شعبان نژاد تاکنون ازدواج نکرده است و مجرد می باشد.

فعالیتهای نیما شعبان نژاد

تئاتر

مرگ در نمی‌زند (کارگردان) – ۱۳۸۴
آش‌پز نابلد (کارگردان) – ۱۳۸۴
باغ و وحش شیشه‌ای – ۱۳۸۵
زندانی شماره ۳ از آمریکا (کارگردان) – ۱۳۸۶
همسایه سطل آشغالی (کارگردان) – ۱۳۸۷ و ۱۳۸۹
میر نوروزی – ۱۳۸۸
طعم گس مرگ – ۱۳۸۹
نبرد و مدآ – ۱۳۸۹
آزادی در بن‌بست تاریکی (کارگردان) – ۱۳۸۹
چهار فصل مثل هم (کارگردان) – ۱۳۸۹
محاکمه در کوهستان (کارگردان) – ۱۳۸۹ و ۱۳۹۰
در انتهای هر سفر – ۱۳۹۰
شاگرد دماغ‌ساز – ۱۳۹۰
باگانه – ۱۳۹۰
لابیرنت – ۱۳۹۰
جمجمه ای در کانه مرا – ۱۳۹۲
توضیح واضحات (کارگردان) – ۱۳۹۴
خشم اژدها (بازیگر) -۱۳۹۴
چیدمان غلط (بازیگر)- ۱۳۹۵
دریبل (بازیگر)-۱۳۹۶

نیما شعبان نژاد

خندوانه

نیما
جوبان
کیا تاناکورا
بایرام کوکَکی تبسّم
خانومی (مزاحم تلفنی خندوانه)
دکتر پاینده سازگار با محیط زیست

نیما شعبان نژاد و برنامه خندوانه

نیما شعبان نژاد بازیگر طنز مجموعه خندوانه است که این برنامه هر شب از شبکه نسیم پخش می شود. او در کنار رامبد جوان که مجری و طراح این مجموعه است حضور یافته و بخشی از بار طنز برنامه را به دوش می کشد. شعبان نژاد که از تئاتر به خندوانه آمده در قسمت های ابتدایی بیشتر حکم یک مهمان ناخوانده و مزاحم را در برنامه ایفا می کرد و بتدریج جای خود را در برنامه باز کرد و حال به عنوان یکی از عناصر اصلی برنامه، مخاطب خاص خود را یافته است. نیما پورشعبان به گفته خود متولد هزار و سیصد و شصت و خرده ای است.نیما شعبان نژاد

کاراکتری که خندوانه با حضور و بازی های او در نقش یک آدم آرام و خموده و پارادوکس هایی که با شخصیت پر انرژی رامبد جوان دارد، شیرین شده. نیما از آن دسته آدم هایی بوده که مدام از خودش می پرسیده «آخرش که چی؟» ولی با این برنامه و بازتاب های فوق العاده ای که گرفته، خوشبین شده و حالا برای همه قسمت های باقی مانده خندوانه و کارهای بعدی اش انرژی دارد.

نیما شعبان نژاد

مصاحبه با نیما شعبان نژاد

قبول داری ره صد ساله را یک شبه رفتی؟

هم آره، همه نه. بعد از ۱۰ سال خاک خوردن و دیده نشدن، برایم اتفاقی افتاد که باید آن را درست خرج می کردم. فکر می کنم این قدم را درست برداشتم. حضور در کنار رامبد جوان ریسک بزرگی بود. کنار رامبد کاراکتری را طراحی کردم که می دانستیم در هفته سوم چهارم به نتیجه می رسد. جواد فرحانی (تهیه کننده)، فواد صفاریان پور (کارگردان) و رامبد جوان هم به من اعتماد کردند که باید از آنها تشکر کنم. رامبد جوان گفت اگر همین مسیر را پیش برویم، هفته اول می ترکاند و شهرت عجیب و غریبی سراغت می آید. همین اتفاق هم افتاد. موفقیت یک شبه برای آنهایی است که نمی دانستند در چه فضایی هستند.

تو می دانستی؟

خودم را برای محبوبیت آماده کرده بودم که الان هم برای همین خوشحالم. آخر این محبوبیت هم به شهرت می رسد. الان نیمای خندونه محبوب شده.

این محبوبیت از مدیوم پربیننده تلویزیون آمده و ممکن بود جای دیگر با این تیراژ میلیونی دیده نشوی.

بله، در تئاتر هر کاری می کنیم، انگار هیچ کاری نمی کنیم! من الان ۱۵-۱۰ درصد از توانم را نشان می دهم اما در تئاتر ۴-۳ ماه تمرین می کنی، ۸۰ درصد از انرژی ات را هم می گذاری ولی در نهایت فقط هزار نفر آن را می بینند. آن هزار نفر هم آنقدر گریم روی صورت داری که یادشان می رود! به خاطر همین واقعا برای این جایگاه زحمت زیادی کشیده ام. شاید کسی یک هفته برای یک بازی تمرین کند و آن بازی را ببرد، اما بازی های بعدی را حتما می بازد.

من ۱۰ سال تمرین کرده ام که به اینجا رسیده ام. برای این جایگاه هم نمایش اضافی نداده ام چون نه آدم حسودی هستم، نه می گویم بیایید من را ببینید. اگر کارت را درست انجام بدهی، همیشه سراغت می آیند. به یک نفر هم نگفته ام که در «خنداونه»ام و من را ببین. نه به فامیل، نه حتی خانواده. خانواده ام می دانند که هیچ وقت کاری که انجام می دهم، سقف آرزوهایم نیست. مدیوم خودم را با ۱۰ سال قبل مقایسه می کنم، ۱۰ سال دیگر هم اگر ۲۰۰ فیلم سینمایی و سریال بازی کنم، باز هم همین شخصیت هستم؛ برای اینکه همیشه احساس می کنم عقب هستم.

چون سعی می کنم خودم را با مقیاس جهانی مقایسه کنم و همیشه می بینم عقبم! ولی در ایران وقتی کسی ۴ تا فیلم بازی می کند و ۵ هزارتا طرفدار به دست می آورد، خودش را تکرار می کند چون شهرت و پول آمده و دیگر زمانی برای فکر کردن ندارد. بازیگر به تمام شاخه های هنر وصل است و باید از همه آنها استفاده کند. همیشه گالری می روم، نقاشی می کنم، سال ها عکاسی کرده ام و ۱۲ سال است که پیانو می زنم؛ همه اینها زمینه ای است برای بازیگری.

پس نیمای خندوانه خیلی از شخصیت اصلی ات دور است.

شاید آدم تلخی هستم ولی این کاراکتر طوری است که مردم خودشان می توانند تفکیک کنند. یعنی من را با کاراکترم در خندوانه مقایسه نمی کنند، نمی گویند چطوری آقا بایرام یا آقای هیزم! همه می گویند آقا نیما خوبی؟ انتظار ندارند که من در لحظه آن شخصیت ها را خلق کنم.

در ناخودآگاه شان این اتفاق افتاده که شخصیت بیرون و تصویر کاری او فرق دارد؛ در حالی که خیلی ها را با همان کاراکتر برنامه صدا می کنند و گاهی هم همین کار آنها را آزار می دهد. به خاطر همین همیشه دوست دارم زمینه قوی داشته باشم؛ مطالعه کنم و فیلم و کارتون ببینم. مثلا در همین خندوانه از شخصیت های کارتونی الهام گرفته ام که از خودم یک موجود کارتونی بسازم. به خاطر همین مردم می گویند چه گوگول و بامزه است!

اصلا اسم این کار خودت را چه می گذاری؟ اجرا یا بازیگری؟

برای من بازیگری است. مجری برنامه رامبد جوان است و من ضد ریتم هستم که در عین حال به برنامه ریتم می دهم. یعنی شخصیتی ندارم که ریتم برنامه را خراب کند. ما سعی می کنیم دور این شخصیت را کم کنیم تا تماشاچی همیشه تشنه اش باشد. خیلی ها اس ام اس می دهند که اندازه حضور نیما کم است ولی خودمان به این نتیجه رسیده ایم که کم باشد.

زمانی که ببینیم ایده هایم زیر ۵۰ درصد جواب می گیرد، سراغ ایده دیگری می روم. ما الان ۹۰ ایده را اجرا کرده ایم و به خاطر همین، انتخاب موقعیت ها سخت شده. مثلا در هفته های اخیر، ریتم را تند کرده ام و با رامبد جوان پاسکاری می کنیم که یک موقعیت کمدی خلق شود. در این هفته ها، ایده ها را هم داستانی کرده ایم که شروع، وسط و پایان دارد.

نیما شعبان نژاد

تعریف اولیه این کاراکتر و ایده از خودت بوده؟

ایده رامبد جوان بوده که چنین کاراکتری از اول برنامه بیاید اما فکر نمی کردند که من چنین طرحی را پیش ببرم. اوایل یکی را در نظر داشتند که مدام غر بزند و گلایه کند اما من کاراکتری ساخته ام که نمی خندد ولی کارهای خنده دار انجام می دهد. ضد ریتم است و یک جاهایی بی ادب و یک جاهایی مودب. این بلاتکلیفی این شخصیت را نگه داشته. اولین نکته فرمول طنز این شخصیت این است که همه چیز را بداهه پیش می بریم. این کار خیلی مشکل است چون داریم با بداهه پردازی فانتزی هایی برای خنده مردم ایجاد می کنیم.

این اتفاق قبلا در ایران نیفتاده. الان از مسیر دیگری می رویم که با خط قرمزهای تلویزیون هم فاصله دارد اما خیلی می خنداند. سعی می کنیم بامزگی اش زیاد باشد که بیننده اگر نمی خندد، حداقل به دیدن ما ادامه بدهد. مدیوم تلویزیون بداهه لازم دارد. هر چقدر هم که متن وجود داشته باشد باز هم بازیگر با جنس بازی اش تغییراتی می دهد. من هم آدم کاملا مقید به تکنیکی هستم.

به چه معنا؟

یعنی انسان دور از حسی هستم. هیچ وقت سعی نمی کنم احساساتم را برای رسیدن به یک نقش جریحه دار کنم. سعی می کنم با ابزار به نقش برسم. شعبده کنم تا اینکه خودم شعبده آن نقش شوم. همیشه خودم را اینجوری تربیت کرده ام که در بازیگری نقشی بزرگتر از خودم نباشد و خودم آن نقش را بزرگ کنم. به خاطر همین هیچ وقت حاضر نمی شوم برای یک نقش آسیب جسمی و روحی ببینم. باید آنقدر توانمند باشم که برای آن نقش شعبده کنم و تماشاچی را با آن گول بزنم. این تخصص بازیگر است. حرف امروز بازیگری روز دنیا هم همین است؛ بازیگری دور از حس. بازیگرهای امروز از قبیل کریستین بیل، دی کاپریو و … بازیگرهایی حسی نیستند، بازیگرهایی هستند که شخصیت اصلی شان خیلی بزرگتر از نقش است.

از آن طرف با پارتنر باهوشی مثل رامبد جوان طرف هستی که پاسکاری را برای تو راحت می کند.

رامبد جوان می گوید تو آدم باهوشی هستی چون من از آدم هایی هستم که حین بازی همزمان حواسم به ۱۰ تا چیز هست؛ اما رامبد همزمان حواسش به ۱۰۰۰ تا چیز هست! رامبد یک کارگردان، لیدر اصلی و پارتنر درست است. با آن همه دغدغه و مشغله. با آدم های دیگری هم این کار را امتحان کرده ام اما نمی شود. من و رامبد جوان الان عین دو فوروارد خوب هستیم. رامبد با آن پیشینه و تجربه، بی نهایت باهوش است.

من هم همیشه دوست دارم کارم را خوب انجام بدهم و ماندگاری داشته باشم چون می دانم الان که من را روی تاج و تخت گذاشته اند و همه در شهر برایم سوت و کف می زنند و عکس می گیرند، اگر فقط پنج ماه نباشم، همه فراموشم می کنند. به همین سادگی! همین مردم نازنین که من را بالا آورده اند دیگر نمی پرسند نیما کجاست. این من هستم که باید چنگ بزنم و کوتاه نیایم ولی خدا را شکر شروع محبوبیت داری داشته ام! اما هنوز کاری نکرده ام. الان تشنه ام و منتظر حمله کردن! چون خودم را یک ارتش می بینم. الان کم کاری نمی کنم ولی هنوز توانایی های بیشتری دارم.

طراحی کاراکترهای کجوکی هوشمندانه بود چون با این کار توانستید از تکرار و قابل پیش بینی بودن شخصیت های هر شب خودت جلوگیری کنی. ایده این کار از کجا آمد؟

بدجنس ها طرف ۵۰ سال است که در سینما یک نقش را بازی می کند، نمی گویید تکراری شده! حالا به ما در سه ماه آن هم هر روز با یک اسم و موقعیت جدید می گویید تکراری! ما مدام شخصیت ها و موقعیت ها را طراحی می کنیم و تا به حال ۳۲ تا شخصیت برای ماجرای کجوک طراحی کرده ایم. کجوک جای ناشناخته ای است که به نیما و استایل و کاراکترش ربطی ندارد و ضد آن اتفاق است. همین تناقض، بامزگی و کمدی ایجاد می کند. آقای مصدع اوقات شریف را هم اضافه کرده ایم که تلخ است. این ۳۲ نفر کم کم به مجموعه اضافه می شوند اما سعی می کنیم نخ چیزی را نگیریم که تا تهش برویم، چندتا راه باز کرده ایم و چندتا غذا چیده ایم و به هر کدام از آنها در مسیرمان ناخنک می زنیم. هر بار متناسب با بازخورد تماشاچی ها اندازه اش را کمتر و بیشتر می کنیم.

چکش کاری این کاراکترها با خودت است؟

آره. به رامبد می گویم امروز قرار است این کار را بکنم. درباره اش حرف می زنیم. رامبد هم پیشنهادهایی می دهد. او می داند که وقتی پیشنهادی می دهم، حتما درستش کرده ام و معمولا نمی گوید اشتباه است. درباره ایده حرف می زنیم و وقتی شخصیت را می بیند، نظر می دهد که بی جان است، کم جان یا پرجان. هیچ وقت نمی گوید بد است چون می داند مسیری را که برای شخصیت برداشته ام، درست است. فقط می گوید چطور کم و زیادش کن. مثلا درباره کاراکتر آقای مصدع اوقات شریف گفت با اینکه برنامه کمدی است اما عیب ندارد که احساسی اش کنی.

در این مدت پیشنهادهای دیگر برای بازی هم داشته ای؟

برای سه تا فیلم پیشنهاد داده اند که خوب نبودند و نباید در چاه آنها می افتادم! بعد از این کار هم نمی خواهم فقط کمدی کار کنم. می خواهم یک کار جدی بازی کنم که آن تصویر کمدی شکسته شود. چیز عجیبی هم نیست چون باسابقه تئاترم می دانند که من آدم جدی هستم. حتی کمدی ام هم لودگی نیست. جایی گفتم من از بچگی دوست داشتم دلقک باشم اما تصور مردم ما از دلقک اشتباه است. دلقک لوده نیست، دلقک آن کسی است که در سیرک کار می کند. اصل بازیگری از همان ماسک دلقک می آید. اصلا دلقک یعنی بازیگری.

سنتی ترین شکل شروع بازیگری از همان ماسک و دلقک شدن است اما الان مردم برداشت دیگری از دلقک دارند و به خاطر همین دوست ندارم کسی در خیابان دلقک صدایم کند و بخندد. در حالی که وقتی کوچک بودم دوست داشتم در سیرک باشم و از دماغ های قلمبه دلقک ها خوشم می آمد. هنوز یادم هست که در دوران مدرسه ما را بردند به سیرک خلیل عقاب و از دیدن دلقک ها در سیرک یا تلویزیون لذت می بردم. از دیدن پانتومیم آنها که پیکره اصلی بازی دلقک ها و بازیگری است.

بعدش هم که کتاب عقاید یک دلقک هاینریش بل را خواندم، خیلی درگیرش شدم. دیگر به خودم گفتم من باید بازیگر شوم. به خاطر اینکه با بازیگری می توانم خودم را راحت بیرون بریزم. بازیگری تئاتر هم حس غریبی روی صحنه دارد. به خاطر همین انگار جز بازیگری کار دیگری نمی توانم کنم. با وجود اینکه سال ها عکاسی کرده ام و پدربزرگم رییس صنف عکاس های تهران بوده و مادرم هم عکاس و نقاش است، در هنرستان هم گرافیک خواندم اما قدرت ارضای من را نداشت و به نظرم بازیگری و کارگردانی دست نیافتنی بودند. به خاطر همین هر بار در بازیگری خودم را گیم اُور می کنم و برمی گردم عقب و دوباره ادامه می دهم.

شعبان نژاد از علاقه های سینمایی و کمدی اش می گوید:

رامبد عطاران!

وقتی از او می خواهیم «همین الان یک جوک بگو!» بدون مکث می گوید «اصلا بلد نیستم. در حافظه ام نمی ماند چون من آدم اجراکنی هستم. بقیه جوک ها هم که منشوری هستند و در خلوت باید تعریف شان کرد!» اما لیست بلدبالایی از کمدین ها و فیلمسازان را در ذهنش دارد که سال هاست کارهای آنها را پیگیری می کند. هر چند علاقه هایش چندان به شخصیت خودش و کاراکتر تلویزیونی اش نمی آیند.

کمدین های محبوبم شناخته شده نیستند. بازیگرانی مثل زیروماستل، وایلدر، مل بروکس، مارتی فیلدمن و روآن اتکینسون و هیل هستند.

از کمدین های ایرانی هم رضا عطاران و رامبد جوان را دوست دارم چون اشل اجرایی رامبد واقعا بین المللی است.

جنس فیلم های عبدالرضا کاهانی و بهرام توکلی را دوست دارم. اصلا ذائقه ام با جنس خودم فرق دارد. سینمایی با ریتم کند و سکانس پلان را دوست دارم. مثل جنس سینمای تارکوفسکی و کیشلوفسکی. از آمریکایی ها فیلم های کوبری و از آسیایی ها هم فیلم های کیم کی دوک را می پسندم.

عکسهای نیما شعبان نژاد

نیما شعبان نژاد

نیما شعبان نژاد

نیما شعبان نژاد

نیما شعبان نژاد

نیما شعبان نژاد

نیما شعبان نژاد

تعبیر دیدن گریه کردن در خواب

دسته بندی : مجله آنلاین تاریخ : چهار شنبه 9 می 2018

تعبیر دیدن گریه کردن در خواب

تعبیر خواب گریه  : اشک ریختن یا گریه کردن در خواب شاید برای خیلی ها اتفاق افتاده است. گریه کردن در بیداری شاید از غم , اندوه و یا شادی بیش از حد باشد , در خواب نیز گریه کردن به شادی و بعضی وقتها به غم تعبیر میشود و بستگی به دیدن نوع آن دارد. ما در این بخش از مجله اینترنتی حرف تازه برای شما تعبیر گریه و اشک در خواب را برای شما آماده کردایم.

تعبیر خواب گریه

تعبیر خواب اشک ریختن

گريه در خواب دو نوع است و خارج از اين دو نوع به ندرت اتفاق مي افتد خواب گريه ببينيم. يک وقت هست که در خواب گريه مي کنيم و اين گريه فيزيکي است. چنان هق هق مي گرئيم يا خودمان به سبب شدت گريستن بيدار مي شويم يا اطرافيان ما را بيدار مي کنند و مي گويند در خواب گريه مي کردي. دانشمندان و روانکاوان دريافته اند که اين گريه يک تحريک شديد عصبي است و از نظر علم تعبيرخواب به هيچ وجه تعبير ندارد. تحريکات عصبي گاه موجب خنده مي شود و گاه سبب گريه و اين هر دو حالت چنان واکنشي ايجاد مي کند که اگر کسي در کنار ما بيدار باشد مي فهمد يا مي بيند که در خواب ما مي خنديم يا گريه مي کنيم. اما گريه ديگري هست که رواني و روحي و صرفا روياست. يعني در خواب خودمان را مي بينيم که گريه مي کنيم يا ديگري اشک مي ريزد. اين نوع گريستن در خواب تعبير دارد. گريستن در خواب شادي و خرمي و فرح و انبساط است . چنانچه در خواب ببينيم گريه مي کنيم در روزهاي آينده خوشحال مي شويم و حادثه اي خوب براي ما اتفاق مي افتد. اگر در خواب ببينيم که ديگري گريه ميکندخبري خوش به ما مي رسد ولي اگر در روياي خويش ببينيم که کسي مي خندد و بعد از خنده بلافاصله گريه ميکندو بعد به قهقهه مي خندد خوب نسيت.نه براي آن کسي که مي خندد و گريه مي کند و نه براي ما که بيننده خواب هستيم.

تعبیر خواب گریه امام صادق (ع)

امام صادق (ع) می فرماید: تعبیر اشک که از چشم بیاید بر سه وجه است:
شادی و خرمی، غم و اندوه، نعمت.

تعبیر خواب گریه ابن سیرین

ابن سیرین می گوید : ديدن گريستن درخواب، دليل شادي است از حق تعالي. اگر ديد بر گناه مي گريست يا درمجلس علم و قران خواندن و آن چه بدين ماند، دليل كه حق تعالي از فضل خود بر وي رحمت كند و گناهان او را بيامرزد. اگر ديد كه مي گريست و اشك از چشم او نمي آمد، دليل زيان است. اگر ديد بگريست و خون به جاي اشك مي آيد، دليل از كاري كه گذشته حيرت و حسرت وندامت خورد.

تعبیر خواب گریه منوچهر مطیعی

منوچهر مطیعی می گوید : تعبیر خواب گریه کردن به صورت فیزیکی به طور کلی اطرافیان متوجه شوند یک تحریک شدید عصبی است و تعبیر ندارد
تعبیر خواب گریه شادی و خرمی است
گریه کردن دیگران رسیدن خبر خوب است
گریه کردن مرده خوب است و جای نگرانی ندارد.

تعبیر خواب گریه آنلی بیتون

آنلی بیتون میگوید : گریستن در خواب ، علامت آن است كه بین افراد خانوادة شما خبرهایی غم انگیز منتشر خواهد شد .
اگر در خواب دیگران را در حال گریستن ببینید ، علامت آن است كه پس از جدایی غم انگیز ، با كسی آشتی خواهید كرد .
اگر دختری دیگران را در حال گریستن ببیند ، علامت آن است كه تنها با از خود گذشتگی به محبوب خود خواهد رسید .
اگر تاجری در خواب دیگران را در حال گریستن ببیند ، علامت آن است كه در امور تجارت ورشكست خواهد شد .

زمان و تاریخ ثبت نام آزمون استخدامی دولت سال ۹۷

آزمون استخدامی دولت : سازمان سنجش درباره برگزاری پنجمین آزمون استخدامی دستگاه‌ها که در سال ۹۷ برگزار می‌شود، اعلام کرد: این آزمون برای جذب ۱۸ هزار و ۲۰۷ نفر در ۹ دستگاه اجرایی شامل وزارت آموزش و پرورش، سازمان دامپزشکی، سازمان شیلات کشور، وزارت راه و شهرسازی، سازمان حفاظت محیط زیست، وزارت امور اقتصادی و دارایی، سازمان بیمه سلامت، سازمان ملی زمین و مسکن و سازمان اوقاف و امور خیریه از تاریخ ۲۳ اردیبهشت آغاز می‌شود.

آزمون استخدامی دولت

داوطلبان برای ثبت‌نام در این آزمون باید به سایت سازمان سنجش مراجعه کنند همچنین دفترچه راهنمای ثبت‌نام از تاریخ ۲۳ اردیبهشت (همزمان باشروع ثبت نام )درسایت این سازمان قرار می‌گیرد.

پنجمین آزمون استخدامی در تاریخ ۱۵ تیر ۹۷ برگزار می‌شود و در این آزمون وزارت آموزش‌وپرورش ۱۵ هزار نفر را در رشته‌های مختلف جذب خواهد کرد، در دوره متوسطه متناسب با رشته تحصیلی که ۲۵ رشته است نیرو جذب می‌شود ضمن اینکه برای دوره ابتدایی نیز این کار صورت می‌گیرد و در نهایت ۶۳ رشته تحصیلی مشمول این آزمون استخدامی می‌شوند.

طبق گفته‌های اسفندیار چهاربند رئیس مرکز برنامه‌ریزی و منابع انسانی وزارت آموزش وپرورش، این وزارتخانه بهمن ماه سال گذشته مجوز استخدام ۱۵ هزارنفر در آموزش و پرورش را مشروط به تامین اعتبار آن توسط سازمان برنامه و بودجه دریافت و این سازمان موافقت خود را به سازمان امور اداری و استخدامی اعلام کرد به شرط آنکه این افراد در مهر ۹۸ به کار گرفته شوند، اما به دلیل اینکه اصرار ما شروع به کار این افراد از مهر ۹۷ بود پس از مکاتبات بسیار چها نشست مشترکی داشتیم و توافق شد دفترچه آزمون استخدامی منتشر و آزمون برگزار شود و اگر آموزش و پرورش از محل منابع سال ۹۷ بتواند اعتبار مورد نیاز را تامین کند این افراد را به کار بگیرد در غیراین صورت شروع به کار آنها از مهر ۹۸ خواهد بود.

عکسهای تبلیغ فیلم به وقت شام در پردیس سینمایی کوروش

تبلیغ فیلم به وقت شام : ابراهیم حاتمی‌کیا کارگردان فیلم سینمایی «به وقت شام» بعد از واکنش‌های مختلف به تبلیغات جنجالی فیلمش در پردیس سینمایی کوروش با انتشار متنی از مردم عذرخواهی کرد.

تبلیغ فیلم به وقت شام

حضور یک فرد با گریم داعشی و اسب و شمشیر در پردیس سینمایی کوروش و ترساندن مردم از سوی او با هدف جذب مخاطب برای فیلم «به وقت شام» واکنش‌های منفی بسیاری را به همراه داشته است.

در پی این واکنش‌ها ابراهیم حاتمی‌کیا متنی را به این شرح منتشر کرد: «یا حق، بچه‌های گروه تبلیغاتی فیلم «به وقت شام»، من شاهد زحمات مومنانه و شبانه‌روزی شما در این چند ماه بودم؛ ولی این نمایش کوروش در شان “به وقت شام” نبود. خستگی دو ماه سفر به شهرهای ایران بر تنم ماند.

من تصورم آن بود که قرار است کسی به شکل ریش قرمز در فضای بیرونی کوروش بایستد و مردم با او عکس بیاندازند. نه اسبی و نه جمعی و نه فریادی، آن هم داخل مجتمع در مخیله‌ام نبود و من بی‌خبر بودم.

عزیزانِ آزرده‌خاطر در مجتمع کوروش، اعم از مردم و کسبه‌ی محترم، اگر دلی لرزید، اگر وحشتی ایجاد شد، بر ما ببخشید و حلال‌مان کنید.

ابراهیم حاتمی‌کیا
۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷»

عکسها و فیلم‌های مربوط به این اقدام تبلیغاتی را ببینید:

تبلیغ فیلم به وقت شام

 

تبلیغ فیلم به وقت شام

 

تبلیغ فیلم به وقت شام

 

منبع : برترین ها

ماجرای شکنجه دختر معلول با قمه توسط پدرش در کرج + عکس

شکنجه نگار دختر معلول : نگار ۱۷ ساله است و معلولیت جسمی دارد، مبتلا به بیماری هیدروسفال و معلولیت جسمی حرکتی است و همراه با خانواده‌اش در یکی از محلات کرج زندگی می‌کند.

نگار زندگی سختی را داشته و دارد و علاوه بر معلولیتی که با آن دست و پنجه نرم می‌کند بارها مورد آزار و اذیت پدرش هم قرار گرفته است.

شکنجه نگار دختر معلول

وی یک برادر ۱۰ ساله و یک خواهر ۶ ماهه دارد و مادر نگار به دلیل اختلافش با همسر و ارتباط همسرش با زن دیگر خانه را ترک کرده و به منزل خواهرش رفته است.

این روزها خبرهای زیادی از کودک آزاری در شهرهای مختلف از جمله ماهشهر، تهران،مشهد و… منتشر می‌شود و ظاهرا قرار هم نیست حمایتی از این کودکان معصوم صورت گیرد چرا که با گذشت سال‌ها هنوز تکلیف لایحه حمایت ازکودکان در مجلس مشخص نیست.

رقیه موسوی مددکار موسسه خیریه مهرآفرین شعبه کرج در خصوص آزار و اذیت نگار توسط پدرش می‌گوید: در تاریخ ۱۰/۲/۹۷ کودک به موسسه مهرآفرین معرفی شد.

پس از مصاحبه با اقوام ومادر و طبق اظهارات آنها مشخص شد که نگار توسط پدرش مورد کودک آزاری قرار گرفته و به بیمارستان ارجاع شده است.

موسوی می‌افزاید: با توجه به ترک خانه توسط مادر ، پدر از این فرصت استفاده کرده و با قمه به سر و صورت نگار زده و در ادامه با طناب وی را به دار می‌آویزد (قابل ذکر است جای طناب در گردن کودک مشخص است.

مددکار موسسه خیریه مهرآفرین می‌گوید: پدر سنگدل تمامی این اعمال را با گوشی خود فیلم و عکس می‌گیرد و پس از اینکه کودک معصوم تاب آورده و زنده می‌ماند پدر برای در امان ماندن از دست قانون سر کودک را بدون بی حسی در خانه بخیه می زند.پس از سه روز اعضای خانواده از این جریانات اطلاع پیدا کرده و کودک به یکی از بیمارستان های کرج ارجاع می شود.

وی می‌افزاید: در تاریخ ۹۷/۲/۹پدر بازداشت و در تاریخ۹۷/۲/۱۰ به زندان راهی می شود و در تاریخ ۹۷/۲/۹ جمجمه شکافته نگار تحت عمل جراحی قرار می‌گیرد . با توجه به اینکه کودک توانایی حمایت از خود را نداشته و دارای معلولیت بوده اعضای خانواده و اقوام با تاخیر مطلع شده‌اند . در حال حاضر کودک تحت درمان است و حال عمومیش رو به بهبود است.گفتنی است پدر نگار سابقه کودک آزاری داشته است .

اما آنچه میماند آینده این کودک و خواهر و برادرش در سایه ضعف قانونی است که پدرشان بالاخره بعد از تحمل حبس کوتاهی آزاد می‌شود . این کابوسی است که این نوع کودکان علاوه بر رنج جسمی آن را هم باید تحمل می‌کنند. این خانواده نیاز به حمایت ما دارد که متعاقبا اعلام خواهیم کرد.


دادستان عمومی و انقلاب کرج از رسیدگی ویژه و فوق العاده به پرونده ضرب و شتم یک کودک معلول در کرج خبر داد و گفت: پدر این طفل دستگیر و روانه زندان شده است.

حاجی رضا شاکرمی در تشریح جزئیات این پرونده اظهار کرد: این دختربچه دارای معلولیت جسمی و ذهنی است و مادر او به دلیل مشکلاتی که با همسرش داشته، خانه را ترک کرده است.

وی اضافه کرد: پدر این کودک با سوءاستفاده از نبودِ همسرش در خانه با قمه به سر و صورت طفل زده و فیلمی را از شکنجه‌های کودک معلول تهیه و برای مادر طفل ارسال کرده است.

شاکرمی افزود: با ارسال شکایت مادر این طفل به دادسرا پرونده کودک‌آزاری تشکیل شد و صحت موضوع کودک آزاری با حضور بازپرس ویژه دادسرای مربوط به جرائم جنایی مورد بررسی و تأیید قرار گرفت. پس از بررسی‌های لازم پدر طفل بازداشت و روانه زندان شده است.

به گفته دادستان عمومی و انقلاب کرج، انگیزه پدر سنگدل از این اقدامات بازگشت مادر طفل به خانه و زندگی بوده است.

شاکرمی تصریح کرد: حضانت طفل پس از درمان و معالجه در صورت درخواست مادرش به وی داده می‌شود و در غیر اینصورت طبق قانون، تحویل بهزیستی خواهد شد

ماجرای شکنجه دختر معلول با قمه توسط پدرش در کرج + عکس

شکنجه نگار دختر معلول : نگار ۱۷ ساله است و معلولیت جسمی دارد، مبتلا به بیماری هیدروسفال و معلولیت جسمی حرکتی است و همراه با خانواده‌اش در یکی از محلات کرج زندگی می‌کند.

نگار زندگی سختی را داشته و دارد و علاوه بر معلولیتی که با آن دست و پنجه نرم می‌کند بارها مورد آزار و اذیت پدرش هم قرار گرفته است.

شکنجه نگار دختر معلول

وی یک برادر ۱۰ ساله و یک خواهر ۶ ماهه دارد و مادر نگار به دلیل اختلافش با همسر و ارتباط همسرش با زن دیگر خانه را ترک کرده و به منزل خواهرش رفته است.

این روزها خبرهای زیادی از کودک آزاری در شهرهای مختلف از جمله ماهشهر، تهران،مشهد و… منتشر می‌شود و ظاهرا قرار هم نیست حمایتی از این کودکان معصوم صورت گیرد چرا که با گذشت سال‌ها هنوز تکلیف لایحه حمایت ازکودکان در مجلس مشخص نیست.

رقیه موسوی مددکار موسسه خیریه مهرآفرین شعبه کرج در خصوص آزار و اذیت نگار توسط پدرش می‌گوید: در تاریخ ۱۰/۲/۹۷ کودک به موسسه مهرآفرین معرفی شد.

پس از مصاحبه با اقوام ومادر و طبق اظهارات آنها مشخص شد که نگار توسط پدرش مورد کودک آزاری قرار گرفته و به بیمارستان ارجاع شده است.

موسوی می‌افزاید: با توجه به ترک خانه توسط مادر ، پدر از این فرصت استفاده کرده و با قمه به سر و صورت نگار زده و در ادامه با طناب وی را به دار می‌آویزد (قابل ذکر است جای طناب در گردن کودک مشخص است.

مددکار موسسه خیریه مهرآفرین می‌گوید: پدر سنگدل تمامی این اعمال را با گوشی خود فیلم و عکس می‌گیرد و پس از اینکه کودک معصوم تاب آورده و زنده می‌ماند پدر برای در امان ماندن از دست قانون سر کودک را بدون بی حسی در خانه بخیه می زند.پس از سه روز اعضای خانواده از این جریانات اطلاع پیدا کرده و کودک به یکی از بیمارستان های کرج ارجاع می شود.

وی می‌افزاید: در تاریخ ۹۷/۲/۹پدر بازداشت و در تاریخ۹۷/۲/۱۰ به زندان راهی می شود و در تاریخ ۹۷/۲/۹ جمجمه شکافته نگار تحت عمل جراحی قرار می‌گیرد . با توجه به اینکه کودک توانایی حمایت از خود را نداشته و دارای معلولیت بوده اعضای خانواده و اقوام با تاخیر مطلع شده‌اند . در حال حاضر کودک تحت درمان است و حال عمومیش رو به بهبود است.گفتنی است پدر نگار سابقه کودک آزاری داشته است .

اما آنچه میماند آینده این کودک و خواهر و برادرش در سایه ضعف قانونی است که پدرشان بالاخره بعد از تحمل حبس کوتاهی آزاد می‌شود . این کابوسی است که این نوع کودکان علاوه بر رنج جسمی آن را هم باید تحمل می‌کنند. این خانواده نیاز به حمایت ما دارد که متعاقبا اعلام خواهیم کرد.


دادستان عمومی و انقلاب کرج از رسیدگی ویژه و فوق العاده به پرونده ضرب و شتم یک کودک معلول در کرج خبر داد و گفت: پدر این طفل دستگیر و روانه زندان شده است.

حاجی رضا شاکرمی در تشریح جزئیات این پرونده اظهار کرد: این دختربچه دارای معلولیت جسمی و ذهنی است و مادر او به دلیل مشکلاتی که با همسرش داشته، خانه را ترک کرده است.

وی اضافه کرد: پدر این کودک با سوءاستفاده از نبودِ همسرش در خانه با قمه به سر و صورت طفل زده و فیلمی را از شکنجه‌های کودک معلول تهیه و برای مادر طفل ارسال کرده است.

شاکرمی افزود: با ارسال شکایت مادر این طفل به دادسرا پرونده کودک‌آزاری تشکیل شد و صحت موضوع کودک آزاری با حضور بازپرس ویژه دادسرای مربوط به جرائم جنایی مورد بررسی و تأیید قرار گرفت. پس از بررسی‌های لازم پدر طفل بازداشت و روانه زندان شده است.

به گفته دادستان عمومی و انقلاب کرج، انگیزه پدر سنگدل از این اقدامات بازگشت مادر طفل به خانه و زندگی بوده است.

شاکرمی تصریح کرد: حضانت طفل پس از درمان و معالجه در صورت درخواست مادرش به وی داده می‌شود و در غیر اینصورت طبق قانون، تحویل بهزیستی خواهد شد

قرعه کشی جام ملتهای آسیا ۲۰۱۹

مراسم قرعه کشی جام ملت‌های آسیا ۲۰۱۹ امارات، امشب (جمعه) از ساعت ۲۰ در برج خلیفه دبی آغاز شد. این رقابت‌ها با برگزاری دیدار افتتاحیه در تاریخ ۱۵ دی‌ماه ۹۷ در ورزشگاه زاید ابوظبی آغاز می‌شود و تا تاریخ ۱۲ بهمن‌ماه ادامه خوهد داشت.

جام ملت‌های آسیا قرار است در چهار شهر دبی، ابوظبی، شارجه و العین برگزار شود. در این دوره از رقابت‌های جام ملت‌های آسیا ۲۴ تیم در قالب ۶ گروه به مصاف هم می‌روند.

طبق اعلام شیخ سلمان رئیس AFC مجموع جوایز اهدایی به تیم‌های در این تورنومنت ۱۵ میلیون دلار است. تیم‌های قهرمان و نایب قهرمان جام ملت‌های آسیا به ترتیب ۵ و ۳ میلیون دلار پاداش دریافت می‌کنند. این رقم برای تیم‌هایی که به مرحله نیمه نهایی این رقابت‌ها می‌رسند یک میلیون دلار است.

گروه‌بندی جام ملت‌های آسیا ۲۰۱۹ امارات به شرح زیر است:

گروه A: امارات،

گروه B:

گروه C:

گروه D:

گروه E:

گروه F:

گروه G:

این خبر به روزرسانی می‌شود…

ناصر چشم آذر (زادهٔ ۱۰ دی ۱۳۲۹ در اردبیل)، موسیقی‌دان، آهنگ‌ساز و تنظیم‌کننده ایرانی و برادر کوچکتر منوچهر چشم آذر بود.

ناصر چشم آذر

ناصر چشم‌آذر در ۱۰ دی ماه ۱۳۲۹ در اردبیل متولد شد و در سایه تعلیمات پدرش اسماعیل چشم آذر مراحل اولیه موسیقی را فرا گرفت. او در کودکی ساز آکاردئون را انتخاب نمود.

در ۱۲ سالگی به‌همراه پدرش وارد ارکستر آذربایجانی رادیو ایران می‌شود. در ۱۳ سالگی جایزه ویژه موسیقی را در مقطع دبیرستانی به‌خاطر نواختن آکاردئون دریافت نمود. در ۱۷ سالگی رهبری کنسرت ترتیب داده شده در سفارت ایران در عراق را برعهده می‌گیرد. در ۱۸ سالگی به‌همراه گوگوش، سفرهای رسمی خود را آغاز نمود.

ناصر چشم آذر

در ۲۰ سالگی جهت گذراندن دوره جاز به آمریکا مسافرت می‌کند. پس از بازگشت سرپرستی ارکستر شوی تلویزیونی پرویز غریب افشار را برعهده گرفت. در محضر استادان بنام موسیقی ایران نظیر مرتضی حنانه، ملیک اصلانیان دوره‌های تکمیلی را سپری نمود. در سال ۱۳۵۷ به مدت ۵ سال جهت تکمیل دوره موسیقی جاز و موسیقی فیلم به آمریکا مسافرت می‌کند. وی از پیشگامان سازهای الکترونیک در ایران می‌باشد. باران عشق یکی از شاهکارهای اوست. پس از بازگشت به ایران از سال ۱۳۶۳ و با ساخت موسیقی متن فیلم تاراج به کارگردانی ایرج قادری فعالیت خود را در زمینه موسیقی فیلم آغاز نمود.

   ناصر چشم آذر

همسر ناصر چشم آذر

همسر ناصر چشم آذر ، شیرین احمدلو میباشد. وی یک فرزند پسر و یک فرزند دختر به نام رعنا دارد.

ناصر چشم آذر

 

ناصر چشم آذر

علت فوت ناصر چشم آذر

ناصر چشم‌آذر در جمعه ۱۴ اردیبهشت ۹۷ بر اثر سکته‌ قلبی درگذشت.

آهنگسازی چندین اثر سینمایی از جمله «خواهران غریب» به کارگردانی کیومرث پوراحمد، «سوپراستار» به کارگردانی تهمینه میلانی، «زن دوم» به کارگردانی سیروس الوند، «قرنطینه» به کارگردانی منوچهر هادی، «تله» به کارگردانی سیروس الوند، «آتش بس» به کارگردانی تهمینه میلانی، «شمعی درباد» به کارگردانی پوران درخشنده، «غزل» به کارگردانی محمدرضا زهتابی، «خواب و بیدار» به کارگردانی مهدی فخیم زاده، «ساقی» به کارگردانی محمدرضا اعلامی، «قارچ سمی» به کارگردانی رسول ملاقلی پور، «دختران انتظار» به کارگردانی رحمان رضایی، «سارای» به کارگردانی یدالله صمدی، «حریف دل» به کارگردانی رضا گنجی، «می خواهم زنده بمانم» به کارگردانی ایرج قادری، «قصه های مجید» به کارگردانی کیومرث پوراحمد، «هامون» به کارگردانی داریوش مهرجویی فعالیت هایی است که این آهنگساز شناخته شده کشورمان انجام داده است.

ناصر چشم آذر

آلبوم های «شکوفه های ایران»، «خواهران غریب»، «شب های تهران»، «باران شادی»، «طلوع عشق» و «باران عشق» نیز از جمله آثار صوتی این آهنگساز فقید هستند.

مرحوم چشم آذر قرار بود اردیبهشت ماه سال جاری کنسرت هایی را به تهیه کنندگی رسول ترابی در تالار وحدت تهران برگزار کند.

ناصر چشم آذر

آلبوم ها :

  • تو برقص
  • شکوفه‌های ایران
  • خواهران غریب
  • شب‌های تهران
  • رقص‌های شاد
  • باران شادی ۳
  • باران شادی ۲
  • باران شادی ۱
  • طلوع عشق
  • باران عشق

خبر ازدواج سوشا مکانی + همسر سوشا مکانی کیست؟

حاشیه های سوشا مکانی در پرسپولیس فراوان بودند از عکس گرفتن با شلوارهای عجیب و غریب گرفته تا انتشار عکس های خصوصی با خانمی که ادعا می کرد نامزد سوشـا مکانی است.

سوشا مکانی

سوشـا مکانی در تاریخ ۱۳ دی ماه ۱۳۹۴ به دلیل انتشار عکس‌های خصوصی‌اش در شبکه‌های اجتماعی، بازداشت شد.

این حواشی باعث انتقادات گستره هواداران پرسپولیس از مکانی شد. چند ماه بی خبری و حضور در تیم دسته دومی نروژی و در نهایت بازگشت به لیگ ایران و حضور در تیم صنعت نفت آبادان باعث شد تا مدت زیادی این گلر از صدر اخبار و حواشی دور بماند!

به نظر می رسد همسر سوشا مکانی شخصی است که قبلا عکس هایش در فضای مجازی منتشر شده بود.

سوشا مکانی

«سوشـا مکانی» سنگربان سابق پرسپولیس تهران بالاخره ازدواج کرد. مکانی با انتشار عکسی در استوری اینستاگرام خود این خبر را به صورت تلویحی اعلام کرد.

سوشـا مکانی (زاده ۲۷ آبان ۱۳۶۵ در بندرانزلی) بازیکن فوتبال اهل ایران است؛ او سابقه بازی در پرسپولیس و تیم ملی فوتبال ایران را دارد.

وی به‌طور رسمی فوتبال را از تیم نونهالان استقلال انزلی شروع کرد. سپس به تیمهای جوانان، امید و بزرگسالان کوثر تهران پیوست. سوشا مکانی در فصل ۱۳۹۳–۱۳۹۲ به همراه فولاد خوزستان قهرمان لیگ برتر ایران گردید.
منبع : ساتین


مطالب محبوب
%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A
طراحی سایتسئواجاره ویلا و فروش ویلا شمالسرویس و تعمیر کولر گازیاجاره ویلافروش ویلااجاره ویلافروش ویلاویلا شمالویلا زیباکنار