دانلود آهنگ جدید

مجله آنلاین

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
لطفا یک افزونه تاریخ نصب کنید.

بیوگرافی و عکسهای سوگل طهماسبی بازیگر

دسته بندی : مجله آنلاین تاریخ : یکشنبه 13 می 2018

بیوگرافی و عکسهای سوگل طهماسبی بازیگر

بیوگرافی سوگل طهماسبی

سوگل طهماسبی از بازیگز جوان و خوش آتیه ایران , زاده ۲۵ بهمن ۱۳۶۴ در اهواز است , که در تئاتر, سینما و تلویزیون فعالیت می کند. بزرگ‌شده اهواز و فوق‌ دیپلم گرافیک است. سال اول دبیرستان در اهواز موفق به دریافت جایزه از جشنواره تئاتر استان می‌شود. داور این جشنواره مریم معترف بود و کیانوش عیاری نیز در این جشنواره حضور داشت.

سوگل طهماسبی

همسر سوگل طهماسبی

خانم طهماسبی مجرد است و فعلا ازدواج نکرده است‌. علت مجرد ماندنش را شغل بازیگری دانست و گفت حرفه ما را هر کسی قبول ندارد و ما نیز شرایط خاصی را برای ازدواج مد نظر داریم که هر کسی قبول نمی کند.

شروع فعالیت سوگل طهماسبی

کیانوش عیاری از کارگردانان ایرانی در جشنواره تئاتر اهواز وی را تشویق به ادامه بازیگری کرد و در دهه هشتاد در اولین حضورش جلوی دوربین در سریال روزگار قریب کاری از کیانوش عیاری در سن ۱۶ سالگی بازی کرد‌. نقش خوب و مخاطب پسندی که ایفا کرد برای دیده شدنش موثر بود و در سریال فاصله ها و یوسف پیامبر و کیمیا نیز برای بازی دعوت به کار شد‌.

آثار سوگل طهماسبی

سینما

۱۳۹۵ – چهل کچل
۱۳۹۰ – چارسو (فرهاد نجفی)
۱۳۹۰ – بزرگ‌مرد کوچک (صادق دقیقی)

تله‌فیلم

۱۳۹۲ – سرزمین بارانی (جواد مزدآبادی)
۱۳۹۱ – عاشقی در وقت اضافه (صمد یاری)
۱۳۹۱ – نیمه‌شب (سیامک صرافت)
۱۳۹۱ – لباسی برای خدمت (هادی شریعتی)
۱۳۹۰ – کلاس سوم ب (غلامرضا رمضانی)
۱۳۹۰ – دو خرمای نارس (سید مجید امامی)
۱۳۹۰ – این هفت نفر (سیامک صرافت)
۱۳۹۰ – گنجینهٔ پنهان (جواد مزدآبادی)
۱۳۹۰ – کور گره (جمشید محمودی)
۱۳۹۰ – بوسهٔ باد (حسین عامری)
۱۳۹۰ – برهوت (شهرام شاه‌حسینی)
۱۳۹۰ – گردنهٔ خان (حسین تبریزی)
۱۳۹۰ – مردان نمکی (سامان سالور)
۱۳۸۹ – سکوت مطلق (جواد مزدآبادی)
۱۳۸۸ – رهایی از زمین (محمد قاسمی)
۱۳۸۸ – دم زری (غلام‌رضا رمضانی)
۱۳۸۸ – تنهایی رود (علیرضا رزازی‌فر)
۱۳۸۷ – قبل از غروب (محمدجواد کاسه‌ساز)
کنارهم می‌خندیم

مجموعه تلویزیونی

۱۳۹۵ – بازگشت (حسین عامری)
۱۳۹۵ – گشت ویژه
۱۳۹۵ – برادر (جواد افشار)
۱۳۹۴ – کیمیا (جواد افشار)
۱۳۹۱ – ستاره حیات (جواد ارشاد)
۱۳۹۱ – بال‌های خیس (عباس رنجبر)
۱۳۹۰ – مهرآباد (سید فرید سجادی حسینی)
۱۳۹۰ – ساعت فراموشی (عباس رنجبر)
۱۳۸۹ – فاصله‌ها (حسین سهیلی‌زاده)
۱۳۸۸ – خانه بی پرنده (کاظم معصومی)
۱۳۸۷ – مثل هیچ‌کس (عبدالحسین برزیده)
۱۳۸۳ – زائرسرای ممتاز (حمید بهمنی)
۱۳۸۳ – یوسف پیامبر (فرج‌الله سلحشور)
۱۳۸۱ – روزگار قریب (کیانوش عیاری)

عکسهای سوگل طهماسبی

سوگل طهماسبی

سوگل طهماسبی

سوگل طهماسبی

سوگل طهماسبی

سوگل طهماسبی

سوگل طهماسبی

سوگل طهماسبی

سوگل طهماسبی

سوگل طهماسبی

سوگل طهماسبی

سوگل طهماسبی

سوگل طهماسبی

سوگل طهماسبی

سوگل طهماسبی

سوگل طهماسبی

مصاحبه سوگل طهماسبی

از خودتان بگویید:
سوگل طهماسبی در فصل سرد اما زیبای زمستان بدنیا آمده است(۲۵ بهمن ماه ۱۳۶۴) در اهواز،فوق دیپلم گرافیک دارد و دانشجوی انصرافی رشته تدوین،سوگل سه تا خواهر و برادر دارد به نام های سحر،ساغر،سینا
یه دختر ساکت،مظلوم و معصوم،من خودم شیطنت های خاص خودم را دارم و اگه یه کمی شیطنت کنم و جنب و جوشم زیاد باشه همه این را می فهمند چون از من توقع همان نقش هایی را دارند که من بازی کردم،شاید این معصوم و مظلوم بودن درباره نقش هایم باشه اما خود واقعی سوگل هم شیطونه و هم جنب و جوش زیادی دارد.

از دنیای بازیگری:
بازیگری با آنچه در خیالم و ذهنم داشتم خیلی فرق می کرد. من در شهرستان بزرگ شده بودم؛ البته جنوبی ها دارای قدمت هستند و شهری که من در آن زندگی می کردم یعنی اهواز به نسبت خیلی از شهرها دارای امکانات بیشتری است اما به هرحال اتفاقاتی که در پایتخت یک کشور می افتد مخصوصا در حوزه هنر با شهرستان ها کاملا متفاوت است؛ ضمن اینکه ما خیلی از امکانات را مثل جای تمرین یا اجرا نداشتیم و… .
من تنها دختری بودم که در گروه تئاترمان حضور داشتم و چون علاقه مند به فعالیت در زمینه بازیگری بودم مادرم مسولیت کل گروه تئاتر را قبول کرد؛ به خاطر اینکه دوست داشت من در محیطی امن پیشرفت کنم. مادرم ۸ سال مرا هر روز ساعت ۴ بعدازظهر برای تمرین می برد و ساعت ۸ شب به خانه باز می گرداند و هرگز از رفت و آمد در این مسیر خسته نشد. وقتی به تهران آمدم و خواستم بازیگری را ادامه دهم متوجه شدم آرزوی آدم ها اینجا بزرگ تر است.
شاید بزرگ ترین آرزوی من وقتی در اهواز بودم این بود که به تهران بیایم و یک سریال با یک کارگردان خوب کار کنم اما وقتی در محیطی بازتر قرار می گیرید آرزوهای تان هم به همان نسبت بزرگ تر می شود . طبعا تطابق این دو دنیا برای من که در سن کمی بودم سخت بود و دنیای بازیگری به شکل حرفه ای اش با چیزی که در تصوراتم بود، فرق داشت.

من بازیگری را از تئاتر شروع کردم اما آرزو داشتم همه مدیوم های بازیگری را تجربه کنم و یک روز خودم را روی پرده بزرگ سینما ببینم یا اینکه در یک سریال ۳۰ قسمتی بازی کنم و هر شب مهمان خانه مردم باشم. خوشبختانه خانواده ام همیشه از من حمایت کردند و اگر حمایت ها و پشتیبانی های مادرم نبود شاید نمی توانستم به آرزویم برسم.

خیلی دوست دارم با کسانی کار کنم که به من یاد بدهند و برای من خروجی خوبی داشته باشد،خیلی دوست دارم یک بار دیگر تجربه بازی با حسین سهیلی زاده نصیبم شود برای این که احساس می کنم او چیزی فراتر از کارگردان است،وقتی کسی خوب است باید درباره اش خوب هم گفت،حسین سهیلی زاده اعتماد می کند و نتیجه اعتمادش را هم می بیند،در سینما خیلی دوست دارم با بیژن میرباقری،مهدی کرم پور کار کنم،از بین بازیگران خیلی دوست دارم این سعادت نصیبم شود تا در کنار پرویز پرستویی کار کنم و فقط و فقط یاد بگیرم و مهتاب کرامتی،این زن بی نظیر است،در فیلم سینمایی ” زندگی خصوصی آقا و خانم میم” دو سکانس را باهاش بازی کردم و این قدر این همبازی شدن به من چسبید که دوست دارم این تجربه یک بار دیگر هم نصبیم شود.

تعبیر دیدن باد در خواب

دسته بندی : مجله آنلاین تاریخ : یکشنبه 13 می 2018

تعبیر دیدن باد در خواب

تعبیر خواب باد : دیدن باد در خواب بر چند وجه میباشد . بدین گونه که باد شدید است یا آرام و همچنین باد سردی در حال وزیدن است یا باد معتدل می وزد که اینها تعابیر مختلفی از دید معبران دارند. لذا در اینجا تمام تعبیر های دیدن باد در خواب را از دید معبران مشهور آورده ایم. لطفا ملاحظه فرمایید:

تعبیر خواب باد

تعبیر خواب باد امام صادق علیه السلام

دیدن باد در خواب بر نه وجه بود.

اول: بشارت.

دوم: فرمانروایی.

سوم: مال.

چهارم: مرگ.

پنجم: عذاب.

ششم: کشتن.

هفتم: بیماری.

هشتم: شفا.

نهم: آسایش.

اگر بیند که بر باد نشسته بود، دلیل است که بزرگی و فرمانروائی یابد.

تعبیر خواب باد محمد ابن سیرین

اگر کسی بیند که باد سخت همی جست، دلیل که مردم آن دیار را بیم و ترس بود.
اگر بیند که باد چنان سخت بود که درختان راهمی کند و خرابی کرد، دلیل است که اهل آن دیار رابلا و مصیبت از علت طاعون و سرخجه و مانند این رسد.

تعبیر خواب باد اب‍راه‍ی‍م‌ ب‍ن‌ ع‍ب‍دال‍ل‍ه‌ ک‍رم‍ان‍ی

باد سموم در خواب، دلیل بر بیماریهای سرد کند و باد معتدل سرد دیدن درخواب، دلیل بیماری شوریده است در ان دیار و باد معتدل دیدن، دلیل بر تندرستی بود از مردم آن دیار و موجب نیکوئی و کسب آن دیار کند

اگر بیند که او را از جائی به جائی می برد، دلیل که سفری دور کند و در آن سفر جاه و بزرگی یابد به قدر آن که او را باد به زمین برده باشد. اگر بیند که باد بر گرد و تاریکی بود، دلیل بر ترس و بیم و اندیشه آن قوم بود.

تعبیر خواب باد جابر مغربی

اگر بیند که او را بادی سخت به سوی آسمان ها برد، دلیل که اجل او نزدیک بود. اگربیند که او را باد از آسمان به زمین آورد، دلیل بود که بیمار شود و عاقبت شفا یابد.

تعبیر خواب باد اسماعیل بن اشعث

اگر بیند که باد مغرب نرم جست، دلیل که مردم آن دیار را مال و نعمت زیاده شود. اگر بیند که بادشمال نرم همی جست، دلیل بر شفا و راحت آن دیار. اگر به خلاف این بود، دلیل بر خیر نباشد.

اگر بیند که او از باد همی شنید، دلیل است خیر پادشاه بزرگ در آن دیار گسترده شود. اگر بیند که باد مردم آن دیار برگرفت و بر هوا برد، دلیل است که از مردمان شرف و بزرگی یابد.

تعبیر خواب باد آنلی بیتون 

اگر کسی در خواب باد و بوران شدید دید خوابش نشانگر این است که او کارهایی را انجام می دهد که در موفقیت و به ثمر رسیدن شان دچار شک و تردید است. در حالت کلی دیدن باد و بوران شدید در خواب نشانه دست زدن به کاری دشوار و ناامید کننده است.

تعبیر خواب باد هانس کورت 

اگر در خواب ببیند که باد به آرامى میوزد، به معناى آن است که ثروتى فراوان به دست میآورید. اگر در خواب ببینید که باد به شدت در حال وزش است و
صداى وحشتناکى را ایجاد کرده، بیانگر آن است که یکى از نزدیکان را از دست میدهید.

تعبیر خواب باد لیلا برایت

اگر در خواب ببینید که در جهت مخالف باد راه میروید و باد به صورت شما میوزد بیانگر آن است که باید، اعتماد به نفس بیشترى در انجام کارها داشته باشید.

اگر در خواب ببینید که در جهت باد راه میروید، نشانه‏ موفقیت در انجام کارها است. اگر در خواب ببینید که باد شما را به اینطرف و آن طرف میکشد، نشانه‏ آن است که به مسافرتى خواهید رفت که براى شما سود و منفعت فراوان دارد.

تعبیر دیدن مسجد در خواب

دسته بندی : مجله آنلاین تاریخ : یکشنبه 13 می 2018

تعبیر دیدن مسجد در خواب

تعبیر خواب مسجد : دیدن مسجد در خواب معنای بسیار خوبی دارد . دیدنش نشان از خیر و شادی است.پایدار بودن در زندگی و حفظ کردن دین است.

عده ای در این باب گفته اند اگر مسجد را در خواب دیدید بدانید که شما در جستجوی زنی پاک دامن و دیندار هستید که آن را می یابید. تعبیر گری دیگر می گوید دیدن مسجد در خواب یعنی پول فراوانی به سمت شما می آید.

مسجد خیر و صلاح و تقوی و پرهیزگاری است و تقرب به اهل علم و دانش. چنان چه در خواب ببینید در مسجد هستید و نماز می گذارید کاری بزرگ و خوب انجام می دهید. اگر وامداری یا محبوسی یا بیماری در خواب ببیند که در مسجد نماز می گذارد و این مبنا بر مبنای صدق گذاشته می شود از سختی و بدبختی نجات می یابد. اگر کسی ببیند در مسجد نماز می گذارد یا در وضو خانه وضو می گیرد که بعدا نماز را اقامه کند زن می گیرد و زن او پارسا و اهل دین خواهد بود. اگر بیننده خواب رو به قبله در خواب نماز می گذارد کاری بر مبنای درست انجام می دهد و این کاری است خوب و خداپسندانه و اگر ببیند در جهتی غیر از قبله نماز می خواند کاری خلاف انجام می دهد و این کاری است که او را خسران دنیا و عاقبت نصیب می کند. اگر ببینید خانه شما مسجد شده به بزرگی و مجد و عظمت می رسید و اگر ببینید در مسجد خانه گزیده و اقامت کرده اید از بزرگی حمایت می طلبید و او شما را مورد عنایت و حمایت قرار می دهد.

تعبیر خواب مسجد

تعبیر خواب مسجد امام صادق (ع)

اگر ببینی حضرت محمد (ص) در جائی قرار دارد که هیچ رنج و آفتی وجود ندارد، تعبیرش خیر و صلاح و درستی دین و ایمان می‌باشد (مخصوصاً اگر ایشان را در آنجا داخل مسجدی ببینی).

اگر ببینی مسجدی را ساخته‌ای، یـعـنـی عده‌ای را برای انجام کاری خوب و درست جمع می‌کنی.

اگر ببینی مسجد یا مدرسه یا عبادتگاهی را خراب کرده‌ای، یـعـنـی دین و دنیای تو دچار نقصان و اشکال می‌شود .

دیدن مسجد بر دوازده وجه است.

اول: پادشاه. دوم: قاضی. سوم: عالمی بزرگ. چهارم: رئیس. پنجم: امام. ششم: مسجد. هفتم: خطیب. هشتم: موذن. نهم: قیّم. دهم: نام نیکو. یازدهم: خیروبرکت. دوازدهم: زن نیکو.

تعبیر خواب مسجد یوسف نبی

دیدن عمارت و مسجد دولت بود.

تعبیر خواب مسجد حضرت دانیال (ع) 

اگر ببینی در مسجد یا مدرسه‌ها شمع روشن کرده‌اند، یـعـنـی مردم شهر به طاعت و عبادت مشغول می‌شوند.

تعبیر دیدن هر درختی که در محل نماز خواندن یا مسجد سبز شده است (البته اگر نوع و گونۀ آن درخت برای تو آشنا نیست)، قوت در دین می‌باشد.

تعبیر خواب مسجد ابن سیرین 

اگر ببینی «پادشاه» وارد مسجد یاخانه و یا روستایی شده است، یـعـنـی اهل آنجا دچار رنج و مصیبتی می‌شوند، همانطور که در قرآن کریم آمده: قَالَتْ اِنَّ الْمُلُوكَ اِذَا دَخَلُوا قَرْیَةً اَفْسَدُوهَا وَجَعَلُوا اَعِزَّةَ… _ گفت: پادشاهان وقتی به [دیاری] وارد شوند تباهش کنند… (نمل-۳۴)

اگر ببینی در مسجدی بر سجاده نشسته‌ای (مخصوصاً اگر ببینی در مسجد اعتکاف کرده‌ای)، یـعـنـی به سفر حج می‌روی، همانطور که در قرآن کریم آمده: … وَاتَّخِذُواْ مِن مَّقَامِ اِبْرَاهِیمَ مُصَلًّى… _ …از مقام ابراهیم جائی برای دعا بگیرید… ( بقره-۱۲۵).

دیدن مسجدِ آبادان، دلیل بر مرد عالم است که مردم پیش او آیند از بهر صلاح دین. اگر دید مسجدی بنا کرد، دلیل که با مسلمانان نیکی کند.

اگر ببینی از مسجد یا مناره اذان می‌گویی، یـعـنـی مردم را به دینداری و خداخواهی دعوت می‌کنی.

اگر ببینی «بیت‌المعمور» شبیه مسجد می‌باشد و در آن نماز می‌خوانی، یـعـنـی به تمام خواسته‌هایت می‌رسی.

اگر ببینی در مسجد یا عبادتگاه [نمازخانه و مکانهایی به این شکل] عبادت می‌کنی، یـعـنـی خیرات زیادی انجام می‌دهی، ولی اگر ببینی در جای ناشایستی عبادت می‌کنی، تعبیرش بر عکس حالت قبلی می‌باشد.

اگر ببینی جای خرابی (مثل مسجد و مدرسه و عبادتگاه و…) را درست می‌کنی، یـعـنـی عقل و دین و ایمان تو درست خواهد بود و به ثواب آخرت می‌رسی.

اگر ببینی در مسجد هستی و در پای تو دو بند بسته شده است، یـعـنـی در نماز یا جنگ با دشمنان دین و یا هر کار دینی ثابت و استوار می‌باشی.
اگر پرده را بر درب خانه‌ای بزرگ یا درب مسجد یا در میان بازار ببینی، تعبیرش غم و اندوه و ترس شدید می‌باشد.

تعبیر خواب مسجد جابرمغربی 

دیدن بنا نهادن مسجد، دلیل زن خواستن است. اگر مسجدی بنا کرد، دلیل که زنی دیندار خواهد. اگر چراغ مسجد بیفروخت، دلیل که در کاری که دارد روشنی ظاهر شود.

اگر دید به مسجد یا مکه یامدینه رفت، دلیل که از همه ترس ها ایمن شود و مرادهای دنیوی و اخروی حاصل کند.

تعبیر خواب مسجد ابراهیم کرمانی 

اگر در مسجدی نماز کرد بی قبله، دلیل بر بی دینی است. اگر دست و روی خود را در مسجد می شست، دلیل که مال خود را در آن مسجد هزینه کند و مرادش حاصل شود. اگر دید مسجدی خراب شد، دلیل که عالمی بمیرد از آنجا.

اگر دید جایگاهی ملک او بود، مسجد شد، دلیل شرف و بزرگی است در دین اگر دید با قومی به مسجد رفت، دلیل که زنی خواهد.

اگر ببینی در مدرسه یا مسجد پیش‌نماز شده‌ای، یـعـنـی حاکم آن منطقه از تو اطاعت می‌کند.

اگر ببینی دیوار شهر یا دیوار مسجد جامع شهر افتاده است، یـعـنـی حاکم شهر هلاک و نابود می‌شود. اگر ببینی مسجدی خراب شده است، یـعـنـی شخص عالمی در آنجا از دنیا می‌رود.

اگر ببینی دست و صورت خودت را در مسجد شسته‌ای، یـعـنـی مال و اموال خودت را در آن مسجد هزینه می‌کنی و به خواسته‌ات می‌رسی.

اگر ببینی خلط را در مسجد انداخته‌ای، یـعـنـی با روش غلط و اشتباهی از مال و اموال خودت برای افراد غریبه خرج خواهی کرد.

تعبير خواب مسجد منوچهر مطيعي تهراني

مسجد خير و صلاح و تقوي و پرهيزگاري است و تقرب به اهل علم و دانش. چنان چه در خواب ببينيد در مسجد هستيد و نماز مي گذاريد کاري بزرگ و خوب انجام مي دهيد. اگر وامداري يا محبوسي يا بيماري در خواب ببيند که در مسجد نماز مي گذارد و اين مبنا بر مبناي صدق گذاشته مي شود از سختي و بدبختي نجات مي يابد.

اگر کسي ببيند در مسجد نماز مي گذارد يا در وضو خانه وضو مي گيرد که بعدا نماز را اقامه کند زن مي گيرد و زن او پارسا و اهل دين خواهد بود. اگر بيننده خواب رو به قبله در خواب نماز مي گذارد کاري بر مبناي درست انجام مي دهد و اين کاري است خوب و خداپسندانه و اگر ببيند در جهتي غير از قبله نماز مي خواند کاري خلاف انجام مي دهد و اين کاري است که او را خسران دنيا و عاقبت نصيب مي کند.

اگر ببينيد خانه شما مسجد شده به بزرگي و مجد و عظمت مي رسيد و اگر ببينيد در مسجد خانه گزيده و اقامت کرده ايد از بزرگي حمايت مي طلبيد و او شما را مورد عنايت و حمايت قرار مي دهد.

 

بیوگرافی و عکسهای مریم خدارحمی بازیگر

دسته بندی : مجله آنلاین تاریخ : یکشنبه 13 می 2018

بیوگرافی و عکسهای مریم خدارحمی بازیگر

بیوگرافی مریم خدارحمی

مریم خدارحمی از بازیگر مشهور و خوب ایران , و متولد شانوزده اردیبهشت سال ۱۳۶۲ در اصفهان می باشد. وی فارغ‌التحصیل رشته فیلمسازی می‌باشد و دورهٔ بازیگری خود را در نزد حمید سمندریان گذرانده‌است و کار خود را با تولیدات صداوسیمای اصفهان آغاز کرد.

مریم خدارحمی

همسر مریم خدارحمی

درباره ازدواج مریم خدارحمی اطلاعاتی در دسترس نیست و در هیچ خبرگزاری یا منابع معتبری صحبتی از ازدواج او نوشته نشده است.

شروع فعالیت مریم خدارحمی

مریم خدارحمی با مجموعه یک وجب خاک معرفی شد ولی قبل از آن در ‏تولیدات سیمای اصفهان مجموعه‌ هایی چون گل‌های شمعدانی، نقش جهان و… بازی کرده است. در کارنامه کاری مریم خدارحمی سریال پای پیاده کار اصغر توسلی، سریال یک وجب خاک ‌علی عبدالعلی‌زاده، آرزوهای شیرین، سریال پاتوق، سریال خانه شش در و… دیده می‌شود. به اعتقاد بسیاری از منتقدان این بازیگر جوان آینده درخشانی دارد.

آثار مریم خدارحمی

فیلم و سریال

روزهای بی‌قراری (کاظم معصومی ۱۳۹۵)
روزهای بهتر (حمیدرضا لوافی ۱۳۹۵)
دوردست‌ها (جواد ارشاد ۱۳۹۴)
گذر از رنج‌ها (فریدون حسن پور۱۳۹۲)
پرانتز باز (کیومرث پور احمد۱۳۹۱)
چمدان (خسرو ملکان۱۳۹۱)
پایتخت (سیروس مقدم۱۳۹۰)
سه پنج دو (حسین سهیلی زاده۱۳۹۰)
ارمغان تاریکی (جلیل سامان۱۳۸۹)
رهایی (مجموعه تلویزیونی) (حسین تبریزی ۱۳۸۸)
دفترخانه شماره ۱۳ (سیدوحید حسینی ۱۳۸۸)
پاتوق (شاهین باباپور۱۳۸۶)
آرزوهای شیرین (سید وحید حسینی ۱۳۸۶)
یک وجب خاک(علی عبدالعلی زاده۱۳۸۶)
سایه‌ای در تاریکی (ابراهیم جواد خانی ۱۳۸۴)
خانه شش در مجید جوانمرد(۱۳۸۳)
پای پیاده (اصغر توسلی۱۳۸۲)
نقش جهان (فریدون خسروی ۱۳۸۱)
گل‌های شمعدانی (احمد بهمن ۱۳۸۰)

فیلم تلویزیونی

شکلات تلخ (روح‌الله ظریف ۱۳۹۶)
جاده لغزنده است (روح‌الله فخرو ۱۳۹۶)
پشت چراغ قرمز ۱۳۸۸
ثروت خفته ۱۳۸۷

سینمایی

چشمهایت (حسین طبیب زاده ۱۳۹۷)
دنیای پرامید (منوچهر هادی۱۳۹۱)
مردی که گیلاس‌هایش را خورد (پیمان حقانی)

عکسهای مریم خدارحمی

مریم خدارحمی

مریم خدارحمی

مریم خدارحمی

مریم خدارحمی

مریم خدارحمی

مریم خدارحمی

مریم خدارحمی

مریم خدارحمی

مریم خدارحمی 

مریم خدارحمی 

مریم خدارحمی

مریم خدارحمی زمانی که فوتبال بازی می کرد

مریم خدارحمی با انتشار این عکس در اینستاگرامش نوشت:یادش بخیر وقتی فوتبال بازی می کردم دو سالِ پیش توی تمرین پام پیچ خورد و آسیب دید باید پامو گچ میگرفتن ولی چون سریال “روزهای بیقراری”رو بازی میکردم نشد گچ بگیرن و تک تک پلانا رو با درد و با پای لنگ بازی کردم گرچه تلاش میکردم احساس نشه پام آسیب دیده ولی بعضی جاها مشخص بود دکتر بهم گفت خانوم شما بازیگری نه فوتبالیست تصمیم گرفتم این ورزش خشن ولی جذاب رو ترک کنم.

مریم خدارحمی

مریم خدارحمی

مصاحبه با مریم خدارحمی

حادثه های تلخی که برای مریم خدارحمی رخ داده است

خدا رحمی در این چند سالی که به فعالیت مشغول است با دو اتفاق ناگوار در صحنه های فیلمبرداری مواجه می شود اتفاق اول را خودش اینگونه تعریف می کند : بالا و پایین رفتن از پله امری عادی و تکراری است که اصلا به ذهن کسی خطور نمی کند که از روی پله پرت شوی و یک بازیگر در طول بازی خود بارها از پله بالا و پایین می رود و این بخش جدایی ناپذیری از هر فیلم و سریالی است او ادامه می دهد وقتی در یکی از کارها از پله ها بالا رفتم تعادلم را ناگهان از دست دادم و از پشت چندین پله به سوی پایین پرتاب شدم در آن لحظه فقط صدای جیغی را شنیدم و دیگر چیزی یادم نیامد…. تا اینکه صدای مبهم پرستاری را شنیدم که با خوشحالی فریاد می زد به هوش آمد اون موقع بود که فهمیدم چند روزی بی هوش بودم و دکتر ها اعلام کرده بودند اگر به هوش نیایم دچار مرگ مغزی می شوم
اتفاق دومی که ممکن بود منجر به مرگ مریم خدارحمی بشود در زمان ساخت سریال تا رهایی ساخته حسین تبریزی اتفاق می افتاد به نحوی که میله های ضخیم و قطوری به سقف بسته شده بودند و مریم خدارحمی زیر میله ها و در مقابل دوربین کاشته شده نشسته بود که ناگهان برای مرتب کردن لباس اش از جایش بلند می شود و همان زمان میله ای در فاصله نیم سانتی متری سقوط می کند و خواست خدا بر این بود که بازیگر زن ایرانی با جا به جایی که انجام داد از این حادثه نیز جان سالم برهاند.

در باره اسارت رفتن عمویتان بگویید

مریم خدا رحمی: عمویم ۳ سال بعد آزاد شد. هنوز صحنه‌هایی را که به وطن بازگشت به یاد دارم. چون تمامی اهالی محل‌ جمع شده بودند و شور و هیجان زیادی داشتیم. به خاطر ضایعات ناشی از شکنجه‌های جسمی و روحی که هنوز آثارش به شکل بیماری گوارشی و پوستی به قوت خود در او باقی بود، روز به روز شدیدتر می‌شد و دکترها گفتند باید با این وضعیت بسازد. با این حال باز هم امید داشتیم که او پیش ما بماند چون ۳۶ سال بیشتر نداشت اما افسوس بالاخره سال ۷۸ شهید شد. خیلی ضربه سنگینی به ما وارد شد به طوری که مادر‌بزرگم از غصه مرگ او تاب نیاورد و فوت کرد.

Want create site? Find Free WordPress Themes and plugins.

بیوگرافی و عکسهای ساناز سعیدی بازیگر

بیوگرافی ساناز سعیدی

ساناز سعیدی از بازیگرن جوان و خوش آتیه ایران است. وی در ۲۴ فروردین ماه ۱۳۶۸ در تهران به دنیا آمده است. سعیدی بازیگری را از کلاس های امین تارخ آموخته و بعد از پایان دوره های حرفه ای وارد تاتر شده و فعالیت های خود را از تئاتر شروع کرده است. او اولین بار در سریال پریا نقش کوتاهی را ایفا کرد و سپس نقش اصلی را در سریال نفس بازی کرد.

ساناز سعیدی

همسر ساناز سعیدی

تاکنون اطلاعاتی در خصوص ازدواج و همسر این بازیگر موجود نیست.

شروع فعالیت ساناز سعیدی

ساناز سعیدی در سریال نفس که ماه رمضان ۹۶ روی آنتن تلویزیون رفت توانست اولین حضورش را در تلویزیون رقم بزند و استارت کارش را با بازی در یک نقش اول زده است. ساناز سعیدی با نقش نازی سریال نفس به کارگردانی جلیل سامان اولین بازی اش در مقابل دوربین را دارد. سریال نفس یک درام روانشناسانه است و در بستر وقایع سیاسی قبل و بعد از انقلاب رخ میدهد.

عکسهای ساناز سعیدی

ساناز سعیدی

ساناز سعیدی

ساناز سعیدی

ساناز سعیدی

ساناز سعیدی

ساناز سعیدی

ساناز سعیدی

ساناز سعیدی

ساناز سعیدی

ساناز سعیدی

ساناز سعیدی

مصاحبه ساناز سعیدی

من پیش از «نفس» با چهار نمایش، روی صحنه رفته بودم. همچنین سکانس های کوتاهی را در فیلمهای کوتاه و سینمایی بازی کرده بودم و در قسمت اول سریال «پریا» نقش نازی را مقابل عمار تفتی را ایفا کردم که نامه مبنی بر مبتلا بودن او به ایدز را به خانه اش می اندازد. همزمان با بازی در کارهای مختلف، دوره بازیگری را نیز در آموزشگاه بازیگری آقای تارخ سپری و نقشهای مختلفی کار کرده بودم. اما ناهید سریال «نفس» اولین نقش قدرتمند و تاثیرگذاری بود که مرا به چالش کشید.

وی افزود: این روزها مردم در کوچه و خیابان نسبت به من محبت و لطف دارند. طبیعتا این اتفاق، خوشحال کننده است اما می دانم که مقطعی است، بنابراین خوشحال می شوم اما می دانم باید تلاش کنم، آموزش ببینم و نقش های مختلفی را ایفا کنم. چرا که بیش از درگیر بودن در حال و هوای این روزها، ماندگار شدن در این حرفه برایم اهمیت دارد.

این بازیگر درباره نحوه پیوستنش به پروژه توضیح داد: زمانی که سریال برای جذب بازیگر فراخوان داده بود، در اواخر سال ۹۳ من کاراکتر اصلی نمایش «گمشده در یانکرز» از نیل سایمون یعنی نقش عمه ای ۴۰ ساله را که کودک صفت بود بازی می کردم. داورانی که نمایش را دیده بودند، اسم مرا در فهرست برگزیدگان داوری جشن بازیگر با عنوان «جوانان خوش آتیه می آیند» ثبت کرده بودند. وقتی برای تست رفتم، فهمیدم تا آن موقع افراد زیادی برای نقش ناهید آمده بودند. به شکر خدا من به المان های ذهنی آقای سامان درباره این نقش نزدیکتر بودم و اینگونه شد که ایشان هم لطف کردند و این فرصت را در اختیارم گذاشتند.

فیلمنامه را که خواندم به بیش از ۱۰۰ سوال درباره ناهید جواب دادم

سعیدی تأکید کرد: آن زمان من در رشته تحصیلی خودم یعنی معماری در یک شرکت مشغول کار بودم. یکی دو هفته از تستم گذشته بود که مرا برای تست گریم و تست لباس خواستند. من در آموزشگاه به صورت نظری این را آموخته بودم که چطور یک کاراکتر را بسازم و به آن نزدیک شوم، به نحوی که با من فاصله نداشته باشد اما کار جالبی که آقای سامان انجام دادند این بود که بعد از قبولی من در تست گریم و تست لباس از من خواستند فیلمنامه را بخوانم و به بیش از ۱۰۰ سوال درباره کاراکتر پاسخ بدهم؛ سوالاتی کاربردی و جالب که باعث می شد دنیای ذهنی ناهید، رفتارها، شرایط زندگی، خانواده، سلایق، علایق، شغل، اهداف و… او را بشناسم. با جواب دادن به این سوالات و گپ و گفتی که با هم درباره شخصیت ناهید داشتیم، به دریافت درستی از فیلمنامه و شخصیت اصلی آن رسیدم.

Did you find apk for android? You can find new Free Android Games and apps.

تعبیر دیدن ستاره در خواب

دسته بندی : مجله آنلاین تاریخ : شنبه 12 می 2018

تعبیر دیدن ستاره در خواب

تعبیر خواب ستاره : آیا برای شما هم اتفاق افتاده است که در خواب ستاره ها را ببیند ؟ آیا میدانید ستاره در خواب دیدن چه تعبیری دارد ؟ بیشتر معبران ستاره خورشید و ماه را در خواب به پادشاه , همسر پادشاه و یا وزیران شاه تعبیر کرداند. ما در این بخش از مجله اینترنتی حرف تازه برای شما تعبیر دیدن ستاره در خواب را آماده کردایم.

تعبیر خواب ستاره

تعبیر خواب ستاره امام صادق (ع)

امام صادق (ع) می‌فرمایند: اگر ببینی به ستاره دست پیدا کرده‌ای، یـعـنـی بر افرادی نظیر فقیهان، عالمان، قاضیان، خلفا، وزرا، «دبیران»، خزانه داران، مردم جنگجو و شاگردان، مسلط شده و به واسطۀ آن‌ها به جاه و منزلت می‌رسی.

تعبیر خواب ستاره يوسف نبي (ع)

يوسف نبي (ع) مي فرمايد : ياد کن زماني را که يوسف به پدرش گفت اي پدر من در خواب يازده ستاره را با خورشيد و ماه ديدم ديدم آنها براي من سجده مي‏کنند سوره يوسف آيهء «۴» پس چون بر يوسف وارد شدند پدر و مادر خود را در کنار خويش گرفت و گفت ان شاء الله با امن و امان داخل مصر شويد سوره يوسف آيهء «۹۹» و پدر و مادرش را به تخت برنشانيد و همه آنان پيش او به سجده درافتادند و يوسف گفت اي پدر اين است تعبير خواب پيشين من به يقين پروردگارم آن را راست گردانيد و به من احسان کرد آنگاه که مرا از زندان خارج ساخت و شما را از بيابان کنعان به مصر باز آورد پس از آنکه شيطان ميان من و برادرانم را به هم زد بي گمان پروردگار من نسبت به آنچه بخواهد صاحب لطف است زيرا که او داناي حکيم است سوره يوسف آيهء «۱۰۰»

تعبیر خواب ستاره حضرت دانیال

حضرت دانیال می گوید: ستارگان درخواب، دلیل کند بر بزرگان و امیران و آفتاب، دلیل کند بر پادشاه و ماه، دلیل کند بر وزیران

تعبیر خواب ستاره ابن سیرین

ابن سیرین می‌گوید : اگر ببینی با دست خودت ستاره را گرفته‌ای، یـعـنـی صاحب فرزندی می‌شوی که مقرب و نزدیک پادشاه خواهد شد. اگر ببینی ستارۀ روشنی بروی زمین افتاد و روشنائی آن کم شد، یـعـنـی دانشمند و عالم بزرگ آن سرزمین هلاک می‌شود. اگر ببینی ستاره‌ای از آسمان به روی سر تو افتاده است، یـعـنـی به اندازه نور آن از پادشاه به تو نعمت می‌رسد. اگر ببینی ستاره‌ها می‌لرزند، یـعـنـی پادشاه و بزرگان دچار فتنه و آشوب می‌شوند.

تعبیر خواب ستاره ابراهیم کرمانی

ابراهیم کرمانی گوید : اگر بیند که ستارگان متفرق و آشفته شدند، دلیل که پادشاهان متفرق شوند و کارشان بد گردد. اگر بیند که ستارگان سعد بهم جمع شدند و حالشان نیک بود، دلیل است احوال پادشاهان نیکو و پسندیده بود. اگر بیند که ستارگان را همی خورد، دلیل که از پادشاه وی را منفعت رسد. اگر بیند که ستارگان از خانه او برآمدند، دلیل است که او را فرزندان باشد که مقرب پادشاه گردند. اگر بیند که ستارگان مطیع و فرمانبردار او شدند، دلیل که پادشاهی یابد. اگر بیند که با ستارگان سخن نیکو گفت، دلیل است پادشاه عادل و دادگر بود. اگر به خلاف این بیند، پادشاه ظالم و ستمگر بود. اگر بیند که ستارگان با هم جنگ و نبرد کردند، دلیل که در آن دیار جنگ و کارزار افتد. اگر بیند که ستارگان را فرا گرفت و در آستین نهاد، دلیل است که مال حاصل کند.

تعبیر خواب ستاره لوک اويتنهاو

لوک اويتنهاو مي گويد : ستاره درخشان : خوشبختي , کم سو : مانع , دنباله دار: مرگ يکي از افراد خانواده , تيره : غم و غصه در درون خانه , روشن : نيکبختي , مسافرت با جهت يابي از روي ستارگان : موفقيت در دراز مدت , ستاره قطبي : اميد واهي , ستاره صبح : شادماني , ديدن ستاره تنها : يک اتفاق بسيار مهم روي خواهد داد.

تعبیر خواب ستاره آنلي بيتون

آنلي بيتون مى‏ گويد :
اگر خواب ببينيد به ستارگان درخشان آسمان نگاه مي كنيد ، نشانة آن است كه از سلامتي كامل و سعادت برخوردار خواهيد شد .
ديدن ستارگان كم سو يا سرخ در خواب ، نشانة روبرو شدن با دردسر و بدبختي است .
ديدن شهابي كه از كنار ستارگان مي گذرد ، نشانة راه يافتن غم و اندوه به زندگي است .
اگر خواب ببينيد ستارگان به شكل مرموزي پديدار و ناپديد مي گردند ، نشانة آن است كه در آينده اي نزديك دگرگونيها و تحولاتي غريب پيش مي آيد .
اگر خواب ببينيد ستاره اي فرود مي آيد و به شما اصابت مي كند ، نشانة آن است كه در خانوادة شما مصيبتي اتفاق خواهد افتاد .
اگر خواب ببينيد ستاره ها دور زمين مي چرخند ، نشانة آن است كه واقعه اي خطرناك اتفاق خواهد افتاد.

بیوگرافی و عکسهای لعیا زنگنه بازیگر

دسته بندی : مجله آنلاین تاریخ : پنجشنبه 10 می 2018

بیوگرافی و عکسهای لعیا زنگنه بازیگر

بیوگرافی لعیا زنگنه

لعیا زنگنه متولد ۱۴ مرداد ۱۳۴۴ در تهران بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون است. وی بازی در نمایش‌های حرفه‌ای را از سال ۱۳۷۱ و بازی در سینما را از سال ۱۳۷۵ با «راز مینا» کاری از «عباس رافعی» آغاز کرد.

لعیا زنگنه که دارای مدرک کارشناسی تئاتر از دانشگاه هنر تهران می‌باشد، یک دوره کلاس آموزش نقاشی را نیز گذرانده‌است. استعداد هنری وی توسط امین تارخ در سال ۱۳۷۱ کشف و با هدایت هنری و مشاوره محمدعلی کشاورز و ثریا قاسمی وارد عرصه تلویزیون و سینما شد.در دوران دانشجویی در چند نمایش از جمله پارانویا، یادگار، خال خالی (عروسکی) و نیز در فیلم کوتاه دانشجویی در «کنج تنهایی» بازی کرد. بازی در نمایش «یادگار سال‌های شن» (علی رفیعی، ۱۳۷۱)، نخستین کار حرفه‌ای اش در تئاتر بود.

لعیا زنگنه

خانواده لعیا زنگنه

وی فرزند مهندس یاشار زنگنه معاون اسبق نظام مهندسی استان اصفهان و مهدیه موسوی است (اصالت لر بختیاری منطقه اقلید فارس) از بازیگران سینما ، تئاتر و تلویزیون ایران است.

همسر لعیا زنگنه

وی ازدواج کرده و یک دختر بنام سارا دارد.

لعیا زنگنه

فیلم شناسی لعیا زنگنه

سینمایی

راز مینا (عباس رافعی، ۱۳۷۵)
شیفته (محمدعلی سجادی، ۱۳۷۹)
رنگ شب (محمدعلی سجادی، ۱۳۷۹)
تکیه بر باد (فیلم ۱۳۷۸) (داریوش فرهنگ، ۱۳۷۸)
هفت ترانه (بهمن زرین پور، ۱۳۸۰)
مزاحم (سیروس الوند، ۱۳۸۰)
تب (رضا کریمی، ۱۳۸۲)
رئیس (مسعود کیمیایی، ۱۳۸۵)
خیابان‌های آرام (کمال تبریزی، ۱۳۸۹)
جرم (مسعود کیمیایی، ۱۳۸۹)
خودزنی (احمد کاوری، ۱۳۹۰)
زندگی خصوصی (حسین فرح بخش، ۱۳۹۰)
عاشق‌ها ایستاده می‌میرند (شهرام مسلخی، ۱۳۹۲)
این زن حقش را می‌خواهد (محسن توکلی، ۱۳۹۴)
عشقولانس (محسن ماهینی ،۱۳۹۵)
قاتل اهلی (مسعود کیمیایی ،۱۳۹۵)

مجموعه‌های تلویزیونی

آرام می‌گیریم _ (روح‌الله سهرابی) ۱۳۹۵[۳]
پشت بام تهران (بهرنگ توفیقی) ۱۳۹۴
خواب بلند (احمد کاوری)۱۳۹۲
مادرانه (جواد افشار)۱۳۹۲
راستش را بگو (محمدرضا آهنج)۱۳۹۱
اغما (سیروس مقدم)۱۳۸۶
مدار صفر درجه (حسن فتحی، ۱۳۸۶)
باران عشق (احمد امینی، یک قسمت، ۱۳۸۰)
تولدی دیگر (داریوش فرهنگ، ۱۳۷۷)
در قلب من (حمید لبخنده، ۱۳۷۷–۱۳۷۶)
در پناه تو (حمید لبخنده، ۱۳۷۴–۱۳۷۳)

فیلم تلویزیونی

نام دیگر عشق (ابوذر نوروزپور، ۱۳۹۱)
فلس سیاه (مسعود تکاور، ۱۳۹۱)
رایزن عشق (جواد افشار، ۱۳۹۱)
زمزمه (مسعود آب پرور، ۱۳۹۰)
جاده جنایت (جهانبخش ایمانی، ۱۳۸۶)

لعیا زنگنه

مصاحبه با لعیا زنگنه

شوکه شده بودم!

رشته‌ تحصیلی من ادبیات نمایشی بود و از بازیگری متنفر بودم. در دانشگاه دوستان سال‌بالایی، می‌گفتند بیا تئا‌تر کار کن ولی تصور اینکه روی صحنه بروم برایم باورکردنی نبود. فکر می‌کردم تمام دغدغه‌ من ادبیات نمایشی است.

خلاصه اینکه هیچ‌کدام از سال‌بالایی‌هایی که آمدند زورشان به من نرسید؛ غیر از جمشید بهمنی که آمد و به من گفت تو فقط بیا بنشین کنار صحنه. من هم رفتم و یک روز خودم را وسط صحنه دیدم… بی‌‌‌نهایت احساس عجیبی بود، اصلا یک دنیای دیگری بود… یادم هست پلاتوهای آنجا – یعنی دانشکده‌ سینما – تئا‌تر را تازه بازسازی کرده بودند و آنقدر حس غریبی بود که من می‌گفتم بچه‌ها کفش‌های‌مان را دربیاوریم برویم داخل… من ۳،۲ ماه بعد از ورودم به دانشگاه آنقدر شوکه شده بودم که می‌خواستم تغییر رشته بدهم. می‌خواستم بروم تدوین ولی حالا خیلی خوشحالم که در آن مقطع جای درستی قرار گرفتم.

این دیوانه است!

کلی کار دانشجویی کردم، با دکتر رفیعی کار کردم… اما کار تصویری من، از بازی در پایان‌نامه‌ سینمایی دو نفر از دوستانم شروع شد با آقای… فکر می‌کنم رضا ایرانمنش که مرتب سرصحنه به من می‌گفت تو خیلی خوب بازی می‌کنی و من با خودم می‌گفتم این دیوانه است [می‌خندد]! ‌

گفت چرا کار نمی‌کنی؟ گفتم دارم تئا‌تر بازی می‌کنم. گفت نه، تصویر. من هم حرفم این بود که تصویر نه؛ تا اینکه آقای ایرانمنش به من گفت غلامرضا رمضانی می‌خواهد یک کار بسازد و تو فقط بیا فیلمنامه را بخوان. من فیلمنامه را خواندم و… مثل اینکه غیرعادی بود… چند برگ از وسط یکی از این دفترهای بزرگ قدیمی‌کندم و نشستم تمام اشکالات فیلمنامه را – به‌نظر خودم – پشت و روی این برگ‌ها نوشتم و بردم دادم به آقای رمضانی. آقای رمضانی گفت که نه، تو به درد ما نمی‌خوری. بلند شو من تو را یک جایی ببرم.

من هیچ‌چیز نمی‌دانستم غیر از اینکه گفتند دفتر آقای شاهسواری است. ایستادم وسط‌‌ همان سالن بیرون و از یکی از اتاق‌ها آقای لبخنده خارج شد و یکجوری مرا نگاه کرد که انگار از مریخ آمده‌ام [می‌خندد]!

که بعد من رفتم خانه گفتم رفتم به دفتری که همه چیزش غیرعادی بود. گفتند چطور؟ گفتم یکجور غیرعادی‌ای خوب بود. مدتی بعد زنگ زدند، گفتند برای کار بیایید و من هم رفتم، فقط به دلیل آدم‌هایش… من خیلی اینجوری‌ام. خلاصه اینکه آمدم و تمرین‌های کلی بیان و احساس و این مسائل شروع شد ولی باز هم نمی‌دانستم که نقشم چیست.

به من گفتند چادر می‌توانی سرت کنی؟ می‌دیدم که دخترهای دیگر همه با چادر می‌آیند و تست می‌دهند… روز آخر به ما گفتند نقش‌ها را می‌خواهیم بگوییم و تو مریمی. بعد فیلمنامه را که دادند، من نشستم به خواندن و دیگر نتوانستم بگذارم زمین… متن بی‌نظیری بود. یعنی دیگر به این فکر نکردم که تو که بازیگری را دوست نداشتی… آن اتفاق دیگر افتاده بود.

با استار شدن مشکل ندارم

ستاره یعنی چی؟ آدم چطوری ستاره می‌شود؟ اینکه پرکار باشد؟ من می‌توانم به جرات بگویم که هنوز روی همان موجی هستم که زیر پایم آمده البته نه با پرکاری یا اینکه روی جلد مجله‌ها باشم. من این کار را نمی‌کنم. من نمی‌خواهم مانکن باشم یا شو بدهم. اینها انتخاب من نیست. می‌تواند انتخاب فرد دیگر باشد- که قابل احترام هم هست- اما من آن کار را نمی‌کنم. اگر می‌خواهند بگویند استار نماندم، باشد. من نمی‌خواستم -به آن معنی- استار باشم.

نسبت به ستاره شدن گارد ندارم ولی می‌گویم اگر لازمه‌اش این است که دنیای خصوصی‌ات را از دست بدهی -چون یکی‌اش این است دیگر- من این را دوست ندارم و این کار را نمی‌کنم. من با استار شدن مشکل ندارم ولی دوست ندارم راجع به زندگی خصوصی‌ام حرفی بزنم. اگر استار شدن لازمه‌اش این است که این کار را بکنی، من نمی‌توانم.

فرق بین مریل استریپ با آنجلینا جولی – که باهاش خیلی مسئله دارم- چیست؟ خیلی واضح است دیگر. نمی‌گوییم کی خوب است و کی بد. متفاوتند. کی این تفاوت را تعیین می‌کند؟ خودشان. بعد آیا یکی می‌گوید این بد است و دیگری می‌گوید آن یکی نه اصلا قشنگی‌اش به همین است. به یکدست نبودن. به هر حال یک فرقی هست بین رویا نونهالی با فلان بازیگر که نمی‌شود هم اسم برد!

خانم زنگنه شما همیشه با این لباس می‌روید بیرون؟!

من غارم را خیلی دوست دارم. دوستان صمیمی‌ام می‌گویند که تو انگار یک دیوار دورت هست. انگار می‌ترسم که مرا بشناسند… چون این اتفاق افتاده که دیوار دورم را برداشته‌ام و اجازه داده‌ام که به من نزدیک شوند و بعد عکس‌العمل‌هایی دیده‌ام که آزرده‌ام کرده است. اینجا آدم‌ها خیلی راحت اجازه قضاوت کردن درباره‌ تو را به خود می‌دهند.

وقتی من بازیگر وارد دفتر کارگردانی می‌شوم که زنگ زده و به من پیشنهاد کار کرده اولین حرفی که می‌زند این است که اه! خانم زنگنه شما همیشه با این لباس می‌روید بیرون؟ و من فکر می‌کنم این آقا وقتی به یک بازیگر خانم زنگ می‌زند انتظار دیدن دختری که لباس ساده پوشیده و کارهای عجیبی با صورتش نکرده ندارد… خب اذیت می‌شوم. این اختیار را به او می‌دهم که مرا انتخاب نکند اما نمی‌توانم بگویم دلم نمی‌سوزد.

انکار عشق و جوانی ممنـــوع

«در پناه تو» حد فاصل دو دوران است. نقطه‌ای است بر پایان عصری در تلویزیون که در آن، زن‌ و شوهر‌ها از اول زن و شوهر بودند و آدم‌ها تا پیش از مراسم خواستگاری، طرف ازدواج‌شان را نهایتا یکی، دو نظر دیده بودند. عصر داستان‌هایی کــه شخصیـت‌های‌شــان از نوجوانی مستقیما پا به بزرگسالی می‌گذاشتند و روایت جوانانه، تنها به سرگذشت عبرت‌آموز «ف. م» ۲۰ساله از تهران محدود می‌شد.

عصر جوان‌هایی که در بحبوحه‌ انقلاب و جنگ و سازندگی، وقت و عذری برای سرکشی و بی‌مسئولیتی و عاشقی نداشتند. «در پناه تو» در میان چنین تصویر و تصوری آمد و عشق زمینی را – نه به عنوان آزمون و امتحان و وسوسه– در هیئت یک واقعیت خوشایند گریزناپذیر به تلویزیون آورد. در این راه، مثل هر پیشگام و خط‌شکن دیگری تهمت چشید و رنج کشید و «اصلاح» شد. اما ماموریتش را هرطور که بود انجام داد: اتفاق، افتاده بود؛ دیگر کسی نمی‌توانست عشق و جوانی را انکار کند.

مدتی ایران نبودم

فیلمنامه برایم از درجه بسیار بالایی برخوردار است همچنین مدتی هم ایران نبودم بنابراین تعداد فیلم‌های سینمایی‌ام محدود است و گزیده کار کردم. برای پذیرفتن هر نقش ابتدا باید گروه را دوست داشته باشم، حتی اگر کار هم ضعیف باشد چنانچه ارتباط مناسبی با گروه برقرار کنم حاضرم در فیلم حضور یابم، بنابراین ابتدا متن و بعد کارگردان برایم مهم هستند البته قرارداد هم مهم است اما در درجه بعدی قرار دارد.

من در اولین کار تصویری‌ام (در پناه تو) با یک هجوم مواجه بودم که انتظارش را نداشتم بنابراین از آن به بعد بسیار مراقب هستم که در هر فیلمی بهترین کار زندگی‌ام را ارائه دهم چون مردم از من توقع دارند. بنابراین نقش اول یا مکمل برایم زیاد مهم نیست و مهم این است که نقش مرا درگیر خود کند.

چرا باید بچه‌ام را پنهان کنم؟

نمی‌توانم بگویم من به عنوان یک بازیگر زن رنج نمی‌برم از اینکه نتوانم با صراحت حرفم را بزنم و خودم باشم. نمی‌توانم بگویم که مثلا من سه تا بچه دارم -ندارم‌ها- ولی نمی‌دانم به عنوان یک بازیگر چرا باید بچه‌ام را پنهان کنم؟ کاش اینطور نبود. کاش ما آدم‌ها را همین‌طور که هستند می‌پذیرفتیم. کاش قضاوت نمی‌کردیم و کمی حق انتخاب به آدم‌ها می‌دادیم…

مثلا یادم هست آن اوایل عکس من روی جلد یکی از مجلات چاپ شد و من دوست نداشتم و زنگ زدم خیلی دانشجویی و ساده گفتم چرا عکس مرا چاپ کرده‌اید؟ گفت ای بابا خانم، از خداتان باشد. بقیه به ما پول می‌دهند که عکس‌شان را چاپ کنیم. خب من دوست نداشتم ولی این حق انتخاب را به شما نمی‌دهند و این مرا آزار می‌دهد.

دوست ندارم اینقدر انرژی هدر دهم

من به عنوان یک بازیگر زن از اینکه اینقدر مراقب باشم که اتفاقات عجیب و غریبی نیفتد اذیت می‌شوم. از من انرژی می‌گیرد. دوست ندارم اینقدر انرژی هدر دهم. نهایتش چه اتفاقی می‌افتد؟ آن پروانه شدن یا دگردیسی یا شاه‌نقش برایم رخ نمی‌دهد. من این را با خودم حلاجی کرده‌ام.

می‌گویم مگر چند درصد از آدم‌ها به آن آرزوهای بزرگی که داشته‌اند رسیده‌اند؟ من هم جزو آنهایی که نرسیده‌اند. همه کرم‌ها که پروانه نمی‌شوند یک عده‌شان در پیله‌های‌شان می‌میرند و یک عده خفه می‌شوند. نه من در پیله نخواهم ماند وقتی مثلا با کیمیایی کار می‌کنم و در تجربه دوم نقشی متفاوت به من می‌دهد یعنی اینکه او دارد خود واقعی من را می‌بیند و این بی‌نهایت برای من ارزشمند است.

نمی‌توانید تصور کنید وقتی من فوتبال می‌بینم چه ریختی‌ام!

عاشق فوتبالم! اما تیمم نابود شد؛ آرژانتین ! ولی تیمی‌که با آن گریه کردم غنا بود… نمی‌توانید تصور کنید وقتی من فوتبال می‌بینم چه ریختی‌ام. اصلا یک آدم دیگر می‌شوم… شاید یکی از دلایلی که فوتبال را دوست دارم، همین است که کاملا زمان و مکان و همه‌چیز از یادت می‌رود و هرچیزی که چنین خاصیتی داشته باشد، حال مرا خیلی خوب می‌کند… بچه‌ها هم همین‌طورند؛ فوتبال و بچه‌ها.

عکسهای لعیا زنگنه

لعیا زنگنه

لعیا زنگنه

لعیا زنگنه

لعیا زنگنه

لعیا زنگنه

لعیا زنگنه

لعیا زنگنه

لعیا زنگنه

لعیا زنگنه

لعیا زنگنه

بیوگرافی و عکسهای شیوا ابراهیمی بازیگر

دسته بندی : مجله آنلاین تاریخ : پنجشنبه 10 می 2018

بیوگرافی و عکسهای شیوا ابراهیمی بازیگر

بیوگرافی شیوا ابراهیمی

شیوا ابراهیمی متولد ۲۹ بهمن ۱۳۵۵ در تهران، بازیگر است. فارغ التحصیل لیسانس رشته تئاتر است، در سال ۱۳۷۳ پس از ورود به دانشکده تئاتر فعالیت خود را با بازی در تئاترهای دانشجویی آغاز کرد و اولین کار حرفه‌ای خود را در جلوی دوربین را با سریال کهنه سوار در سال ۱۳۷۵ به کارگردانی اکبر خواجویی شروع کرد.

شیوا ابراهیمی

همسر شیوا ابراهیمی

شیوا ابراهیمی ازدواج کرده و صاحب یک دختر بنام نفس خدایاری است.

فیلم‌شناسی شیوا ابراهیمی

گنجشکک اشی‌مشی (۱۳۹۳)
فیلم تلویزیونی سه ماهی (۱۳۹۲)
تله فیلم فرجام (۱۳۸۹)
جایی برای بودن (۱۳۹۰)
گلهای خیابانی (۱۳۸۹)
پیش خواهد آمد (۱۳۸۹)
زیر هشت (۱۳۸۹)
خواب لیلا (۱۳۸۶)
شام آخر (۱۳۸۰)
مسافر(۱۳۷۸)

سریال

دیگری (مرجان اشرفی ۱۳۹۶)
پرده نشین (بهروز شعیبی ۱۳۹۳)
داوران (احمد امینی ۱۳۹۲)
مدینه (سیروس مقدم ۱۳۹۲)
شاید برای شما هم اتفاق بیفتد (۱۳۹۱)
فرات (مازیار میری ۱۳۸۹)
آخرین غزل (نادر برهانی مرند- بیژن صمصامی ۱۳۸۷)
کهنه‌سوار (۱۳۷۶)

شیوا ابراهیمی

مصاحبه با شیوا ابراهیمی

– مانند دو خواهر هستیم

شیوا ابراهیمی : من و نفس بیشتر با هم دوست هستیم و گاهی وقت ها هم مثل دو خواهریم. حرف های مان را راحت به هم می گوییم و با هم تصمیم می گیریم. نفس در خیلی از کارها با من مشورت می کند ولی در نهایت تصمیم با خودش است. فکر می کنم در روزگار فعلی باید با نسل امروز بیش تر رابطه رفاقت آمیز داشت و با فرزندان دوست بود. به این صورت بیش تر می توانیم به دختر یا پسرمان نزدیک شویم. خدا را شکر رابطه من و نفس هم خیلی خوب است و با هم کلی کیف می کنیم.

– تولد نفس مبدا تاریخی است

شیوا ابراهیمی : تولد نفس تغییرات بنیادین در زندگی ام به وجود آورد ( می خندد ). تولد فرزند دید آدم را نسبت به خیلی چیزها عوض می کند. مثلا دید من نسبت به آینده و خیلی چیزهای دیگر تغییر کرد و باعث بلوغم شد. کلا فکر می کنم مادر شدن در هر سنی اتفاق بیفتد بلوغ فکری را به همراه خواهد داشت.

این تغییر آن قدر بزرگ است که من هر وقت می خواهم چیزی تعریف کنم می گویم «قبل از تولد نفس ، بعد از تولد نفس»و تمامی اتفاقات و خاطرات مهم زندگی ام به قبل و بعد از تولد نفس تقسیم می شوند. در واقع کل زندگی ام کاملا به دو بخش مجزای قبل از تولد دخترم وبعد از آن تقسیم می شود.

فکر می کنم تولد دخترم برایم به شکلی یک مبدا تاریخی است ( می خندد ).غیر از این هر زنی با مادر شدن روی خیلی از خواسته هایش پا می گذارد و حتی گاهی محافظه کارتر می شود. مثلا از نظر اقتصادی ؛ چون دیگر تنها نیستیم و فردی را به این دنیا آورده ایم که مسئول زندگی او هستیم و باید برای آینده اش برنامه ریزی کنیم.

– نفس در هند به دنیا آمد

تا قبل از تولد نفس نمی دانستم فرزندم دختر است یا پسر. من و همسرم طرفدار این بودیم که همه چیز خیلی طبیعی طی شود. وقتی نفس به دنیا آمد واقعا سورپرایز شدم چون فکر می کردم فرزند پسر است.

البته من هم پسر و هم دختر دوست داشتم ولی احساس می کردم بچه پسر است و وقتی فهمیدم بچه دختر است شاید یه کمی خوشحال تر شدم ( می خندد ). نفس در هند و شهری به نام پونا به دنیا آمد و من تا قبل از تولد او حتی سونوگرافی نرفتم و کلا همه چیز روند خیلی طبیعی داشت ( می خندد ).

– سفر قندهار و دختری به نام نفس

دو سال قبل از تولد نفس من و پدرش فیلم « سفر قندهار » را هر کدام جداگانه دیده بودیم. در آن فیلم یکی از شخصیت های اصلی قصه که دختری افغان است نفس نام داشت. هر دو آن فیلم را دوست داشتیم و از این اسم هم خوش مان آمده بود و همیشه می گفتیم اگر روزی دختر داشته باشیم نام او را نفس می گذاریم.

– آرزویم شادی نفس است

شیوا ابراهیمی : مطمئنا هر پدر و مادری برای آینده فرزندان شان آرزوهای بزرگی دارند که من هم از این قاعده جدا نیستم ، اما اگر مجموع خواسته هایم برای زندگی نفس را جمع بندی کنم در نهایت به دو خواسته اصلی شادی و رضایت می رسم و دوست دارم همیشه شاد باشد و از زندگی اش راضی.

نفس : من دوست دارم هنر و به خصوص نقاشی را ادامه و در یکی از دانشگاه های خوب فرانسه ادامه تحصیل دهم. البته به خاطر علاقه ام به حیوانات رشته دامپزشکی را هم خیلی دوست دارم و یکی از این دو رشته را انتخاب می کنم.

– تصمیم گیرنده نفس است

شیوا ابراهیمی : نفس تا به حال در چند تله فیلم بازی داشته ؛ یک بار وقتی تنها چهار سال داشت نقش کودکی من را بازی کرد و چند بار هم در فیلم های مختلف نقش دخترم را بازی کرده است.

سال گذشته هم در تئاتر «عرق خورشید ، اشک ماه » به کارگردانی آتیلاپسیانی بازی داشت که این نمایش یک ماه و نیم در سالن اصلی تئاتر شهر روی صحنه بود. اما اینکه در آینده بازیگری را ادامه بدهد یا نه بسته به نظر خودش است.

نفس : بازیگری را به خصوص بازی در تئاتر را خیلی دوست دارم. بازی در تئاتر برایم حس بهتری از بازی در فیلم ها داشت.

شیوا ابراهیمی : در کار تئاتر که داشت من بر خلاف کارهای تصویری کنارش نبودم اما حضور من برای نفس در اولویت نیست و تئاتر را خیلی دوست دارد. به تازگی پیشنهاد مشترکی هم برای کار در تئاتری جدید داشته ایم که در حال مشورت هستیم.

– بعضی وقت ها شغل مامان را دوست ندارم

نفس : گاهی شغل مامانم را دوست ندارم چون وقتی در سریال ها بازی می کند مجبور است من را برای مدتی تنها بگذارد و من خانه مادربزرگ هایم بمانم و دلم برایش خیلی تنگ می شود. البته گاهی هم خیلی شغلش را دوست دارم ، نمی دانم چرا ( می خندد ).

شیوا ابراهیمی : دوری از مادر برای بچه ها سخت است و من متاسفانه به خاطر شغلم گاهی از نفس دور هستم. البته وقتی به هم می رسیم سعی می کنم تلافی کنم و حسابی با هم وقت می گذرانیم.

نفس : بخش خوبش این است که کلی هم سوغاتی برایم می آورد ( می خندد ). من دوست دارم مامان بیش تر تئاتر بازی کند چون خودم تئاتر را خیلی دوست دارم. در نقش های تئاتری اش هم نقش فیروزه را در تئاتر آقای بهزاد فراهانی دوست دارم. البته وقتی تئاتر اجرا شد من خیلی کوچولو بودم و هیچی از تئاتر نفهمیدم ( می خندد ).نقش ملیحه در سریال « زیر هشت » را هم دوست دارم.

– به دوستانم نمی گویم مامانم بازیگر است

نفس : وقتی مامانم را در سریال ها و تلویزیون می بینم حس خوب و خاصی دارد که نمی توانم تعریف کنم. البته من هیچ وقت به دیگران نمی گویم مامانم بازیگر است چون همه با هیجان می پرسند « اوه راست میگی ؟ » و بعدش کلی سوال می پرسند.

– تماشای فوتبال

نفس : با مامانم فوتبال زیاد می بینیم. بازی آخر جام جهانی بین آلمان و آرژانتین ، مامان طرفدار آلمان بود و داشت سکته می کرد و اصلا یک جا بند نمی شد و مدام در خانه راه می رفت ( می خندد ). من هر دو تیم را دوست دارم چون از مسی خوشم می آید ولی فکر کنم بیش تر دوست داشتم آلمان ببرد.

شیوا ابراهیمی : کلا تفریحات مشترک زیاد داریم. با هم زیاد سینما می رویم یا در کنار هم کارتون می بینیم و نقاشی می کنیم. نفس کافی شاپ را دوست دارد و کافی شاپ رفتن هم جزء برنامه های اصلی و مشترک مان است. این اواخر والیبال هم بازی می کنیم.

نفس : چند روز پیش با هم گلدان رنگ کردیم.

– نخستین روز مدرسه نفس

شیوا ابراهیمی : روز اول مدرسه نفس با ذوق و شوق او را به مدرسه بردم و در موقع بازگشت با هیجان از او پرسیدم « خب دخترم مدرسه چطور بود ، دوست داشتی؟ » و نفس با خونسردی جواب داد « آره مامان جون دوست داشتم ولی فکر می کنم کاش همان مهد کودک را ادامه می دادم. »

عکسهای شیوا ابراهیمی

شیوا ابراهیمی

شیوا ابراهیمی

شیوا ابراهیمی

شیوا ابراهیمی

شیوا ابراهیمی

شیوا ابراهیمی

شیوا ابراهیمی

شیوا ابراهیمی

شیوا ابراهیمی

شیوا ابراهیمی

خلاصه داستان و بازیگران سریال زندگی از نو

دسته بندی : مجله آنلاین تاریخ : پنجشنبه 10 می 2018

خلاصه داستان و بازیگران سریال زندگی از نو

تصویربرداری سریال زندگی از نو به کارگردانی علی محمد قاسمی و تهیه کنندگی مهدی شفیعی در گیلان به پایان رسید.
گویا قرار است این مجموعه پس از ماه رمضان از شبکه ۵ پخش شود.

سریال زندگی از نو

این مجموعه در ۳۰ قسمت برای شبکه ۵ ساخته می شود.

خلاصه داستان سریال زندگی از نو

«زندگی از نو» درباره زوج جوانی است که به دلیل بدی آب و هوا و خستگی از شهر تهران به شمال می‌روند و یک کمپ گردشگری در آن‌جا ایجاد می‌کنند اما در این مسیر با مشکلاتی روبه‌رو می‌شوند.
این مجموعه به مولفه هایی چون محیط زیست و اقتصاد می پردازد.
این سریال داستانی درباره محیط زیست، مسئله توریست، زندگی در جنگل و … دارد. بازیگران محلی و بومی در این سریال لهجه دارند و مابقی بازیگران لهجه ندارند، اما این احتمال وجود دارد تا بازیگران مهمان نیز لهجه داشته باشند.

سریال زندگی از نو

بازیگران سریال زندگی از نو

رضا کیانیان، محمدعلی ساربان، امیرحسین صدیق، مرتضی ضرابی، مینا جعفرزاده، کمند امیرسلیمانی، آرش مجیدی ، بهزاد فراهانی، متین ستوده، اکبر معززی، خیام وقار کاشانی، ژیلا آل رشاد، حدیث نیکرو، مجید پتکی، علی انصاریان و … بازیگران دیگر این سریال هستند.

سریال زندگی از نو

دیگر عوامل سریال

عوامل اصلی این مجموعه عبارت است از: نویسندگان: آزیتا رصافی، لیلا نادری و مرضیه خدوی، کارگردان: علی محمد قاسمی، تهیه کننده: مهدی شفیعی، مدیر تولید: آندرانیک خچومیان، دستیار اول کارگردان و برنامه ریز: مهرداد یزدانی، طراح گریم: علیرضا خورشید، طراح صحنه و لباس: هومن معصومی، منشی صحنه: آرزو ابراهیمی، مدیر تصویربرداری: محمد رسولی، صدابردار: حسین بشاش و علی دادگری،

   سریال زندگی از نو

تعبیر دین پیامبران در خواب + دیدن انبیا و امامان در خواب

تعبیر خواب پیامبران و انبیا : پیامبران و امامان برای هدایت و رستگاری انسانها انتخاب شدند و نوید روزهای خوب و راحت را برای انسانها دارند. در حالت کلی دیدن پیامبران و انبیا در خواب خوب است و شگون دارد. ما در این بخش از مجله اینترنتی حرف تازه برای شما تعبیر دیدن پیامبران در خواب را آماده کردایم.

تعبیر خواب پیامبران

تعبیر خواب پیامبران امام صادق (ع)

امام صادق (ع) می فرماید : دیدن پیغمبر (ص) را به رحمت و نعمت عزت و بزرگی دولت ظفر وسعادت ریاست و قوت و خیر دو جهان و نیکویی مردمان ان دیاری که در انجا خواب دیده شده تعبیر فرموده اند .

تعبیر خواب پیامبران دانیال پیغمبر (ع)

دانیال پیغمبر (ع) می فرماید : اگر کسی حضرت ادم (ع) را در خواب ببیند مهتر و بزرگ قوم شود و به جاه و مقام و ریاست برسد . اگر کسی هابیل را در خواب ببیند مومن و مقدس و پارسا و پرهیزگار می شود اما ستمکش و مصیبت دیده خواهد بود . اگر حضرت شیث (ع) را در خواب ببیند خداوند به او علم و زهد و حکمت و فرزند بسیار و عمر طولانی و برخورداری عنایت فرماید . چنانچه حضرت نوح (ع) را در خواب ببینید عمر شما طولانی و زندگی را به شادی می گذرانید ولی قدری به رنج می افتید . اگر حضرت ادریس (ع) را به خواب ببینید رفعت و بزرگی و عزت می یابید . چنانچه حضرت ابراهیم (ع) را به خواب ببینید برکارهای خیر راغب شوید و قضا حاجت یابید و حج کنید .اگر حضرت اسماعیل (ع) را به خواب ببینید به فکر اخرت خواهید افتاد مسجدی بنا می کنید یا ساختمانی عامه المنفعه بنا می کنید . چنانچه حضرت اسحاق (ع) را به خواب ببینید دشمن قوی پنجه ای بر شما مسلط می شود ولی عاقبت الامر شما نیز بر او ظفر می یابید و او را هلاک خواهید کرد . اگر حضرت یعقوب (ع) را در خواب ببینید خداوند متعال فرزندان زیادی به شما عطا خواهد فرمود . چنانچه در خواب حضرت یوسف (ع) را ببینید به تهمت ناحقی دچار می گردید و دچار رنج و غم و اندوه می گردید ولی عاقبت خوبی خواهید داشت و از همه رنجها و غمها نجات می یابید و دولت و عزت و رفعت می یابید و شاید هم از علم تعبیر خواب چیزی تحصیل نمایید . اگر کسی حضرت زکریا (ع) را در خواب ببیند صاحب فرزندی می شود و دعایش مستجاب می گردد . چنانچه حضرت یحیی (ع) را در خواب ببینید به پرهیزگاری و تقوی و خیر و نیکی روی می اورید و از گناهان ایمن خواهید ماند . اگر حضرت شعیب را خواب ببینید نشان انست که با شخصی معامله ای خواهید کرد که زیان خواهید کرد . چنانچه حضرت یونس (ع) را به خواب ببینید از بسیاری دعا و زاری که می کنید از اتش دوزخ در امان خواهید ماند . چنانچه حضرت ایوب (ع) را در خواب ببینید اموال شما را دزد خواهد برد و فرزندان شما می میرند ولی چندی نمی گذرد که خدای تعالی بیشتر از ان چیزی که از دست داده اید به شما عطا خواهد فرمود . چنانچه حضرت داود (ع) را در خواب ببینید زهد و تقوی پیشه خود سازید دولت و قوت و عزت می یابید و به مقام ریاست و سروری خواهید رسید . چنانچه حضرت سلیمان (ع) را به خواب ببینید مملکت و بزرگی و عزت می یابید . اگر حضرت موسی (ع) را به خواب ببینید بر دشمنان ظفر یافته همه انها را هلاک می نمایید و از شر انها ایمن خواهید ماند . چنانچه حضرت عیسی (ع) را به خواب ببینید مرد نیک سیرت و باایمان هستبد خداوند شما را چیزی بیاموزد که دیگران را بهره مند و متمتع سازید و فرزندان پاک و خوش سیرت نیز عطا می فرماید .

تعبیر خواب پیامبران ابراهيم كرماني

ابراهيم كرماني گويد: اگر رسول را در شهر يا كوچه بيند، دليل كه در آنجا نعمت فراخ بود و اهل آن موضع بر دشمن ظفر يابند و اگر بيند كه اندامي از اندام پيغمبر كبود بود، مردم در آنجا در دين ضعيف و خوار باشند، زيرا كه نقصان اندام پيغمبر، نقصان راه دين است. اگر بيند كه پيغمبر چيزي از ميوه هاي تر يا خشك به او داد، دليل كه به قدر آن علم و حكمت حاصل گردد. اگر بيند كه چيزي از جامه ها به وي داد، وي را در دين و ورع و پارسائي و راه اسلام زيادتي بود خاصّه بيند كه وي را جامه سبز يا سفيد داد.

تعبیر خواب پیامبران ابن سیرین

ابن سیرین گوید : هر نقصی که در خواب در رسول خدا (ص) ببینید ان نقص به خود شما برمی گردد چرا که رسول خدا (ص) را هم افراد مومن و خوب به خواب می بینند و هم افراد فاسد و بد . و پیغمبر خدا (ص) هم مزده دهنده است و هم بیم دهنده . پس افراد نیک و مومن را مزده می دهد به انچه می خواهند و افراد بد را برحذر می دارند از معصیت و گناه تا از عقوبت عقبی در امان باشند . چنانچه در خواب پیغمبر خدا (ص) را بیمار ببینید و یا اینکه خشمگین باشند خواب شما می گوید که اهالی ان شهر و دیار به حکم شریعت عمل نمی کنند و عقوبت سختی در انتظار انان است . اگر رسول خدا (ص) را خنده رو و شادمان و راضی ببینید این خواب گویای انست که رسول خدا (ص) از مردم ان دیار راضی هستند .

سليمان گفت: از رسول خدا (ص) شنيدم كه فرمود: «هر كه مرا به خواب بيند، حق را ديده و اگر اندوهي و زياني به وي رسد عجب مدار، كه تاويل ديدن من، دليل بر سعادت دنيا و عقبي است». اما اگر پيغمبر را زرد و لاغر بيند دليل بر سستي دين و آشكار شدن بدعت در آن ديار بود و اگر رسول را بيند كه در آنجا بانگ مي كرد، دليل هرچه در او خراب است آباد گردد، و اگر وي را ديد كه چيزي همي خورد، دليل كه فرماني بود از او بر زكوة دادن مال، و اگر پيغمبر را در جائي بيند كه در آنجا هيچ رنج و آفت نباشد، دليل بر خير و صلاح ديني است، خاصه كه آن حضرت را در آن موضع در مسجد بيند، اگر وي را بيمار يا ضعيف يا غمگين ديد دليل كه در آنجا دين اسلام ضعيف و خوار گردد.


مطالب محبوب